صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٠٥ - «ترقى» يا فحشا و فساد و استبداد
قابل استعمال نيست. «مملكت مترقى»! تو از [١] لولهنگسازى هم باز بالا نرفتى. رزم آرا گفت: ما غير لولهنگسازى چيزى بلد نيستيم. كشتندش. اين «مملكت مترقى»! اين مملكت مترقى كه الآن نسبت به هر چيزش احتياج دارد به خارج؟ از اسرائيل كارشناس مىآورد، اى واى! به اسرائيل مىفرستد كه ياد بگيرند. شهرداريها از قم امسال رفتهاند؛ از قم اشخاصى رفتهاند؛ يعنى فرستادهاند آنها را كه بروند- مثل اينكه در روزنامه استوار [٢] هم بود اين- كه بروند در آنجا چيز ياد بگيرند. من نمىدانم از يهوديها مىخواهند چه چيز ياد [بگيرند]؟ از آنها تقلب بايد ياد بگيرند؛ از آنها بايد خدعه و فريب ياد بگيرند. چه چيز مىخواهند ياد بگيرند؟ اين «مملكت مترقى»! چه مىگويى؟ چه مىگوييد شماها؟ مگر با الفاظ مىشود؟ مگر با چهار تا زن فرستادن [به] مجلس، ترقى حاصل مىشود؟ مگر مردها كه تا حالا بودند ترقى براى شما درست كردند تا زنهايتان ترقى [درست كنند]؟ ما مىگوييم اينها را فرستادن در اين مراكز جز فساد چيزى نيست. شما بعد تجربه كنيد ببينيد بعد از ده سال، بيست سال، سى سال ديگر، اينها را بفرستيد، به خيال خودتان، ببينيد اگر شما جز فساد چيز ديگرى ديديد؟ ما با ترقى زنان مخالف نيستيم، با اين فحشا مخالفيم، با اين كارهاى غلط مخالفيم
مگر مردها آزادند كه زنها مىخواهند آزاد باشند؟ «آزادْ مرد» و «آزادْ زن» با لفظ درست مىشود؟ مردها آزادند؟ در اين مملكت الآن مردها آزادند؟ در چه چيز آزادند؟
و من عاجزم از اينكه تشكر كنم از جميع ملتهاى مسلمين، اسلام؛ تشكر كنم از ملت بزرگ ايران، جميع اصناف، جميع طبقات، اينهايى كه با ما همكارى كردند، اينهايى كه در غم ما غم خوردند. تشكر بزرگ كنم از مراجع تقليد عظيم الشأن؛ زحمت كشيدند، تهران رفتند، اهانتها ديدند در آنجا؛ زحمتها كشيدند در آنجا. مراجع بزرگ از بلاد جمع شدند در مركز؛ از مشهد تشريف آوردند؛ از اهواز تشريف آوردند؛ از قم اعاظم ما تشريف بردند؛ مراجع ما تشريف بردند؛ نجف همراهى كرد؛ قم، آن كسى هم كه اينجا
[١] آفتابه.
[٢] از روزنامههاى محلى قم.