صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩٢ - تبليغات و روحانيت
وقتى مىايستاد جلو امپراتور، وقتى كه مىايستاد، شمشيرش را درمىآورد و آن ديباجها را كنار مىزد مىگفت: رسول اللَّه فرموده است كه ما لباس حرير [در بر] نكنيم، ما روى جاى حرير هم نمىنشينيم. ما اين جور رجال درست مىكنيم. آن وقت ببينيد كه اگر يك همچو رجالى از مكتب ما بيرون آمد و از فرهنگ ما بيرون آمد، اين رجال تحت تأثير استعمار مىرود؟ لكن چه بكنيم كه استعمار نخواهد گذاشت؛ دست خبيث استعمار نخواهد گذاشت كه وزارت فرهنگ را دست ما بدهند؛ و الّا حق با ماست؛ فرهنگ بايد ما باشيم
وزارت اوقاف مىخواهيد درست كنيد، بايد وزارت اوقاف از ما باشد، نه اينكه شما تعيين كنيد. تعيين شما قبول نيست؛ شما ارزش نداريد كه تعيين كنيد؛ ما بايد تعيين كنيم. بگذاريد تعيين كنيم ما يك نفر را، يك آقايى را رئيس فرهنگش كنيم، يك نفر هم وزير اوقافش بكنيم؛ اوقاف را، آن وقت ببينيد كه اين طورى كه الآن دارد لوطى خور مىشود نخواهد شد؛ تمام مطالب به خودش خواهد رسيد. دست ما بدهيد تا ببينيد چه خواهد شد. آن وقت ببينيد كه ما با همين اوقاف اين فقرا را غنىشان مىكنيم؛ با همين اوقاف، با همين اوقاف، ما فقرا را غنى مىكنيم. شما خاضع بشويد براى چند تا حكم اسلام، شما ما را اجازه بدهيد كه ماليات اسلامى را به آن طورى كه اسلام با شمشير مىگرفت بگيريم از مردم، آن وقت ببينيد كه ديگر يك فقير باقى مىماند؟ من براى شما راه هم مىسازم؛ من براى شما كشتى هم مىخرم. بگذاريد. شما نخواهيد گذاشت
من مىدانم اين حرفهايى كه مىزنم بيهوده است؛ تمام شد. شما الآن تشريف مىبريد و بنده هم خواهم رفت؛ آنها هم كه نخواهند گذاشت اين مطالب را لكن خوب، چه بكنيم؛ دردى است كه ما داريم؛ دردى است كه ما داريم.
تبليغات و روحانيت
تبليغات بايد با ما باشد. آقا، ما مبلّغيم نه شما. تبليغ بايد با ما باشد. ما بايد در راديوها جا داشته باشيم براى تبليغ. شما هر چه هم تبليغ مىكنيد تبليغ ضد اسلامى است؛ تبليغ