صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨١ - استعمار در فكر غارت ذخاير مسلمين
كنند، من ضامن مىشوم كه بر خلاف صلاح شما- خيلى- نباشد. بله، بر خلاف صلاح ارباب بزرگها هست و نمىگذارند؛ نخواهند گذاشت. اينجا بايد «بدتر از يهودى» [١] تلويزيون داشته باشد و هر طور دلش مىخواهد تبليغات بكند لكن تبليغات ما آزاد نيست؛ «نمىشود؛ اين مرتجعين نبايد حرف بزنند»! آقا! كجايش ارتجاع است؟
اتحاد ملت اسلام
خوب ما مىگوييم كه شما با هم؛ همه مسلمين با هم؛ ما نه با آن يكيش روابطى داريم نه با شما روابطى داريم؛ نه با آن يكى، و ما با همه روابط داريم؛ ما همه شما را عَلَى السِّواء نگاه مىكنيم؛ و همه مسلمين در نظر ما اگر چنانچه عمل به احكام اسلام بكنند عزيزند. ما ملت اسلام را، تركش باشد، عربش باشد، عجمش باشد- از هر ملت- آفريقا باشد، امريكا باشد، هر جا مىخواهد باشد، ما ملت اسلام را عزيز مىداريم. ما مىگوييم آقا دست به دست هم بدهيد؛ شما يك جبهه ثلاثه درست نكنيد و پيوند بكنيد با اسرائيل در مقابل اتحاد آنها، آنها هم يك اتحاد درست نكنند در مقابل شما؛ همه با هم متحد بشويد؛ همه مسلمانيد، اتكاى شما به قرآن باشد. آقا! شما قرآن را نمىدانيد چه هست؛ همين تو جيبشان گذاشتهاند! من توى جيبم قرآن نيست لكن مأمورين همه تو جيبشان قرآن است! كاسه از آش گرمتر است! تو اعتقاد به قرآن دارى؟! تو فقط مىخواهى مرا بازى بدهى. تا صحبت مىشود، آقا قرآن در مىآورد؛ از بالا يك قرآن نشان مىدهد. شما قرآن را جيب گذاشتيد، مىخواهيد قرآن از بين برود.
استعمار در فكر غارت ذخاير مسلمين
اين حرفهايى كه ما مىزنيم ارتجاع است؟ اينكه ما مىگوييم كه همه شما با هم متحد باشيد، نگذاريد اين ذخايرتان را از بين ببرند؟ بالاتر از آن ذخاير تحت الارضى، اين ذخاير فوق الارضى است- اين جوانهاى ماست. آقا، جوانهاى ما را دارند مىبرند خدا مىداند؛ جوانهاى دول اسلامى را دارند مىبرند. يك دسته امريكاست و يك دسته
[١] ثابت پاسال، سرمايه دار بهايى (مدير عامل وقت تلويزيون ايران).