صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩٨ - مخالفت روحانيون با نقض اسلام و قانون
نمىكنيم تعيش اينها را، اينها پيشكش شما. مگر شما از بودجه اين مملكت، از مال اين ملت، از دسترنج اين كارگر، از دسترنج اين زارع ارتزاق نمىكنيد؟ شمايى كه اين قدر دلسوزيد براى اين زارع، دلسوزيد براى اين كارگر، يك قدرى از اين طرفِ خودتان يك خرده بلغزد توى اين بيچارهها. اين زمستان گذشته، با يك ميليون تومان مىشد تقريباً نجات داد اين بيچارهها را. اين يك ميليون تومان مثل يك قطره مىمانَد نسبت به دريا. خوب يك قدرى هم پخش كنيد از اين چيزهايى كه از اين ملت به دست آورديد؛ ديگر محتاج به اين خرجهاى سازمانهاى عريض و طويل نيستيد؛ آنها بروند سراغ كارهايشان؛ اين قدر تنپرور نباشند، اين قدر مفتخور نباشند، بروند يك كارى انجام بدهند؛ هى بايستم آنجا و بخورم كه نمىشود. شما هم محفوظ مىمانيد؛ هيچ كس با شما مخالفت آن وقت نمىكند؛ دلها هم پيش شما آن وقت مىآيد؛ آن وقت همان طور كه من اينجا نشستهام و منبر مىروم و آقايان گوش مىكنند و باورشان مىآيد، حرفهاى شما را هم باورشان مىآيد. حالا اما هر چه بگوييد، مىگويند بيخود مىگويند. هر چه بگوييد، اگر بگوييد دو دو تا چهار تاست، مىگويند معلوم مىشود كه اين مطلب بديهى يك اشتباهى توى آن است.
مخالفت روحانيون با نقض اسلام و قانون
آمد گفت به من كه خوب، آن دولت كه با شما چه بود و چه بود و چه كرد و چه كرد؛ ما متأسفيم؛ خوب، آن كه رفت بحمد اللَّه، حالا يك دولتى آمده است كه اين اشخاصش بسيارىشان، پدرانشان روحانى بودهاند و متدينند و كذا و كذا و كذا. گفتم كه آقا، نه ما دشمنى با آن دولت داشتيم و نه عقد اخوتى با شما خوانديم؛ ما به اعمالتان نگاه مىكنيم؛ ما اينجا مراقبيم؛ اگر اعمال شما تكرار اعمال آنهاست، همان طور كه با او مخالف بوديم و هستيم الى يوم القيامة، و رويشان سياه شد تا آخر، شما هم آن جور خواهيد شد. ما همانيم و مخالفت مىكنيم؛ و اگر چنانچه رويه را تغيير بدهيد، ما همه مسلم هستيم، برادر هستيم. رويه را تغيير بدهيد؛ خاضع بشويد نسبت به احكام شرع؛ تصويبنامههاى باطل را- آنهايى