صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨٠ - تهمت كهنهپرستى به اسلام
متدين است و متأسف است بر اوضاع. نوشته است كه مع الأسف اينجا، محصلين اينجا، دانشجويان اينجا مىگويند كه ما هر چه بدبختى داريم از اسلام است. اى دانشجوهاى بيچاره! اسلامى كه به شما معرفى از راديو بشود كه اسلام نيست؛ اسلامى كه از روزنامهها شما خوانديد كه اسلام نيست. آن اسلامى كه به شما معرفى شده است يك چيزى است عقب افتاده؛ يك مطلبى است كه هيچ مسلمانى زير بار آن نمىرود؛ آن را من هم قبول ندارم، آن را ساير روحانيون هم قبول ندارند. اينكه اسلام نيست؛ به ما هم كه مجال نمىدهند كه اسلام را معرفى كنيم. آقا در اين مملكت تلويزيون آزاد و دست يك اسرائيلى [است]. او هر چه مىخواهد بگويد؛ راديو هم تبليغاتش، برنامهاش را خودشان درست مىكنند و چه مىكنند؛ نه اين مملكت، در ممالك اسلامى. حالا من بحثم در ممالك اسلامى است- مىآيم سراغ مملكت خودمان- اين حالا بحث در ممالك اسلامى است.
تهمت كهنهپرستى به اسلام
دست استعمار در ممالك اسلامى يكى از فعاليتها را كه مىكند اين است كه اسلام را به يك حقيقت عقب افتاده كهنه شده معرفى كند. سران قوم مىگويند كهنهپرستى است؛ ارتجاع است. اسلام را معرفى اين طور مىكنند. آقا! يك دستگاه فرستنده به ما بدهيد تا ما پشت آن دستگاه فرستنده مبلّغينمان بروند اسلام را معرفى كنند به دنيا. صداى ما كه به دنيا نمىرسد؛ صداى ما از اين مسجد كه بيرون نمىرود؛ اين حرفهايى كه همهاش منطقى است، قاچاق است! از اينجا كه اين آقايان بيرون بروند معلوم نيست كدامشان را خواهند گرفت، كدامشان را خواهند سلامت گذاشت. اين ضبط صوتها معلوم نيست كجا ضبط بشود. اينكه ديگر به كسى حرف زدن نيست؛ اينكه راجع به مصالح اسلام و مسلمين است؛ اينكه ديگر دعواى با شخص نيست، با همه است. اين دعوا نيست؛ اين نصيحت است؛ اين خيرخواهى است؛ خدا مىداند خير شما را ما مىخواهيم. خوب به ما هم يك دستگاه فرستنده بدهيد؛ اجازه بدهيد مسلمينْ خودشان يك دستگاه فرستنده درست