صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩٤ - اجبار به الزام مدير اطلاعات
آنجا مىرسد. مال اين ملت را خرج مىكنند در مطبوعات خارجيه؛ مطبوعاتى كه در خارج هست بر ضد روحانيت، بر ضد اسلام، بر ضد مليت، بر ضد همه چيز ما مقالات مىنويسند. به من مىرسيد اين مطالب. اينها خطا كردند مرا رها كردند؛ اشتباه كردند. به آنها هم گفتم آنجا؛ گفتم اگر مىخواهيد همان رويّه را داشته باشيد بگذاريد من اينجا باشم، صلاح است؛ دوباره هياهو در نياوريد. حالا هم دارم مىگويم آقا! ما مرتجع نيستيم به اين معنا كه شما مىگوييد؛ ما با آثار تمدن مخالف نيستيم؛ اسلام با آثار تمدن مخالف نيست.
اسلام، منادى استقلال و قدرت
اسلام از خدا مىخواهد كه شما بر همه مقدرات عالم حكومت كنيد. اسلام آن بود كه شمشير را كشيد و تقريباً نصف دنيا يا بيشتر را گرفت؛ با شمشير گرفت؛ اين اسلام مرتجع است؟ اسلام آن بود كه اين ممالكى كه شما حالا تحت اسارت او هستيد، تحت اسارت آورد. آنها كه به احكام اسلام عمل مىكردند، فى الجمله البته، حكومتهاى اسلامى تا حالا الّا يكى دو تايشان، به احكام اسلام عمل نكردهاند كه مع ذلك همين كه خودشان را زير بيرق اسلام مىدانستند، همين كه خودشان را وابسته به اسلام مىدانستند، همين كه به حَسَب ظاهر به احكام اسلام عمل مىكردند، همچو قدرتى پيدا كردند كه يك بيست و چند هزار جمعيت عرب، اين مملكت به اين وسيعى را همچو پايمال كرد، و رفت تا آن آخر براى اينكه متمدنش كند، آدمش كند؛ و كرد. اين افكار نورانى كه در علماى اعلام ما هست، در مراجع بزرگ ما هست، اينها به واسطه نور اسلام است. اين افكار نورانى كه در رجال عظيم الشأن ما هست، هر جا باشد مال اسلام است. اين افكار پوسيدهاى كه، كهنهپرستيهايى كه آقايان دارند، تبعيت از همه، سربسته و دربسته تحويل دادن، همه مخازن يك مملكت را تحويل ديگران دادن، اين ارتجاع است. روى اين ارتجاع، سياه!
اجبار به الزام مدير اطلاعات
فرستادند، نخست وزير هم ديشب، ديروز بود ظاهراً، ديروز فرستاد كه بله، اين عفو از