اصول فلسفه و روش رئالیسم ط-صدرا - علامه طباطبایی با مقدمه و پاورقی استاد مطهری - الصفحة ١٤٢ - آیا موجود معدوم می شود؟
ماتریالیسم دیالکتیک، تحول و تکامل را که گردش جهان ماده روی اوست فراموش کرده و بر اساس وجودات مطلقه بدون تقیید فکر میکند و شگفتآورتر از این اینکه میگوید متافیزیک به مفهوم علت و معلول پی نبرده!
اشکال
این سخن با فرضیه فیزیکی نیوتن که میگوید: «هر جسمی همیشه بر حالت سکون یا حرکت یکنواخت خود باقی میماند مگر اینکه قوایی که بر وی کارگر میافتد مجبورش سازند که حالت سکون یا حرکت خود را تغییر دهد» که از روی آزمایشهای غیر قابل رد تهیه کرده، منافی است ١ زیرا بدیهی است که در حرکت دائمی، محرک اوّلی از میان رفته، با اینهمه حرکت باقی است.
[١]. در پاسخ آخرین اشکالی که گذشت سخن به اینجا رسید که مواردی که معمولًا به عنوان شاهد و مثال آورده میشود برای اینکه معلول بعد از علت و فعل بعد از فاعل باقی مانده است از قبیل پدر و فرزد، بنّا و ساختمان، ساعتساز و ساعت، نظر مسامحی عرفی به جای نظر دقیق عقلی به کار رفته و به آنچه صرفاً از نظر عرف «علت و معلول» و «فاعل و فعل» شناخته میشود استناد شده. از نظر عرفی مسامحی البته ساختمان، کار بنّا و ساعت، کار کارخانه ساعت سازی و فرزند، کار پدر است ولی از نظر دقیق عقلی هیچیک از اینها کار هیچیک از امور نامبرده نیست زیرا مجموعه موادی که وجود فرزند یا ساختمان یا ساعت را تشکیل داده است با خواص فیزیکی یا شیمیایی یا حیاتی که در این مواد هست هیچکدام مخلوق و معلول پدر یا بنّا یا کارخانه ساعت سازی نیست. کار هر یک از عوامل نامبرده دخل و تصرفهایی است که در مواد موجود این جهان به عمل میآورند و این دخل و تصرفها عبارت است از یک سلسله حرکاتی که با نظم معین از آنها سرمیزند و البته نتیجه این حرکات با نظم معینی که صورت میگیرد با در نظر گرفتن عوامل فیزیکی و شیمیایی و حیاتی که در این دنیای عظیم موجود است پیدایش یک دستگاه ماشینی یا یک مرکب شیمیایی یا یک موجود ذیحیات است. پس امور نامبرده که ما با نظر عرفی و مسامحی آنها را فاعل فرزند یا ساختمان یا ساعت مینامیم در حقیقت فاعل یک سلسله حرکاتی هستند که قائم به آنهاست و البته نسبت به این حرکات که فعل واقعی این فاعلها و