اصول فلسفه و روش رئالیسم ط-صدرا - علامه طباطبایی با مقدمه و پاورقی استاد مطهری - الصفحة ٧١ - وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت
هست و انسان نیست؛ ولی خود واقعیت هستی، مقابل خود را (نیستی) بالذات نپذیرفته هرگز با وی متصف نمیشود یعنی هستی نیستی نمیشود (با حفظ وحدت در جمیع شرایط).
«ما سخن را در اطراف این مطلب بسط دادیم (هر چند آنچه نگفتیم بیش از آن چیزی است که گفتیم) به جهت آنکه بسیار شریف و ذیقیمت و فوق العاده غامض است و از مهمترین مقاصد و سزاوارترین آنهاست که بذل مساعی در تحصیل آن بشود.»
سپس مشار الیه به این شعر عربی متمثل میشود:
لئن کان هذا الدّمع یجری صبابة | علی غیر لیلی فهو دمع مضیع | |
خواننده محترم از آنچه گذشت دریافت که مسأله اصالت وجود، هم جنبه علمالنفسی دارد هم جنبه فلسفی، زیرا هم جنبه عینی دارد هم جنبه ذهنی؛ از یک طرف تحقیق درباره واقعیت عینی است و از طرف دیگر درباره قوه عقل و ادراک و کیفیت تحلیل و انتزاع ذهن.
مکرر گفتهایم که مطالعه فلسفی درباره واقعیت عینی قبل از شناختن ذهن و کیفیت مفهوم سازی ذهن میسر نیست و ما تا ذهن را از این جهت نشناسیم نمیتوانیم «فلسفه» داشته باشیم. روان شناسی جدید با همه پیشرفتهای ارجمند و ذیقیمتی که در قسمتهای مختلف این علم نصیبش شده متأسفانه تا آنجا که مطالعاتی کرده و اطلاعاتی به دست آوردهایم در این قسمت که ما آن را «فصل فلسفی روانشناسی» میخوانیم بسیار کوتاه و ناتوان است. علت مطلب هم واضح است و آن این است که متدی که مورد استفاده روانشناسی است و در سایر قسمتها مفید است در این قسمت مورد استفاده نیست، در این قسمت از متد و طرز تحلیل دیگری باید استفاده کرد که نمونه آن را خواننده محترم در این مقاله میبیند.
بخش روانشناسی فلسفه، اختصاصی به مسائل وجود ندارد، در سایر قسمتها نیز هست و هر یک در مورد خود شرح داده خواهد شد.