اصول فلسفه و روش رئالیسم ط-صدرا - علامه طباطبایی با مقدمه و پاورقی استاد مطهری - الصفحة ٢٥١ - علت غائی
ولی آیا ١ همه کارهای اختیاری ما همین خاصه را دارند یا اینکه کارهای اختیاری بسیاری داریم که از راه گزاف انجام میگیرد و در دنباله آنها غایتی یافت نمیشود مانند بازیها و حرکات بیهوده کودکان و مانند بازیهایی که از روی عادت با
نظریه وی به تحقیق پیوست و معلوم شد که همان طوری که ذیمقراطیس نظر داده اجسام محسوسه ما یک واحد متصل نیستند بلکه مجموعی از ذرات کوچک بعد دار هستند که واحد جسم، آنها هستند. تقویت جنبه طبیعی نظریه ذیمقراطیس موجب شد که جنبه فلسفی نظریه وی نیز طرفدارانی پیدا کند و مدعی شوند که ذرات ذیمقراطیسی تجزیه ناپذیرند و مادةالمواد عالم همانها هستند چنانکه ماکسول ذرات ذیمقراطیسی را «سنگهای اولی کاخ جهان» نامید. ولی طولی نکشید که معلوم شد آن ذرات نیز به نوبه خود از ذراتی کوچکتر تشکیل یافتهاند و هنوز این سؤال باقی است که «مادة المواد عالم چیست؟» و هنوز هم کسانی که معتقدند که مادة المواد جهان را فقط فلسفه باید معرفی کند و از عهده علم خارج است مدعی هستند که ذرات تشکیل دهنده اتم نیز ماده اولی نیستند و مادةالمواد چیز دیگری باید بوده باشد.
در میان نظریههای معروف راجع به «مادة المواد» نظریه متکلمین نیز به نوبه خود جلب توجه کرده. متکلمین جسم را مرکب از جواهر فرد و جزء لایتجزّای حقیقی میپندارند. به عقیده متکلمین اجزاء اولیه تشکیل دهنده جسم به شکل «نقطه جوهری» هستند یعنی طول و عرض و عمق ندارند و حتی ذهن نیز نمیتواند آنها را منقسم فرض کند و در عین حال آن ذرات خالی از بعد شاغل مکان هستند. پس به عقیده متکلمین ماده اوّلی عالم ذراتی است غیر منقسم که نه تنها در خارج غیر قابل تجزیه هستند در ذهن نیز قابل تجزیه نیستند. تفصیل کامل این نظریهها در مقاله ١٠ خواهد آمد.
[١]. قبلًا گفتیم که موضوع تقسیم علت به علل چهار گانه معروف اولین بار از طرف ارسطو بیان شده و گفتیم که قدر متیقّن این است که اگر فاعل را انسان یا موجودی شبیه به انسان بدانیم که دارای حالاتی شبیه به حالات انسان بوده باشد و فعل را نیز از نوع تصرف در ماده خارجی بدانیم موضوع علل چهار گانه قابل تصدیق است. در اینجا سه سؤال مهم راجع به علت غائی پیش میآید: یکی راجع به خود انسان و دیگری راجع به طبیعت بی روح و دیگری راجع به مبدأ کل و صانع کل. سؤال اول این