اصول فلسفه و روش رئالیسم ط-صدرا - علامه طباطبایی با مقدمه و پاورقی استاد مطهری - الصفحة ٢٤٤ - علت فاعلی
اثبات رابطه حقیقی در هر جایی که موجودی دنبال موجودی پیدا شود پیشین را «علت» و پسین را «معلول» مینامیم. البته در این صورت حقیقتا منکر این قانون بوده و به این قانون، ارزشی بیشتر از تسمیه نداده خط بطلان به گردا گرد همه علوم و افکار خود خواهیم کشید. و یک بار حقیقتا میان اشیاء رابطه واقعی علیت و معلولیت
حال موضوع وحدت محرک و متحرک از بزرگترین مسائل فلسفی است و به حسب نظر مادیین مانعی ندارد که متحرک عیناً همان محرک باشد ولی به حسب نظر ما ممتنع است که محرک عیناً همان متحرک باشد. در متن نکات لازم به طور اشاره بیان شده و چون تحقیق کامل این مطلب موقوف بر این است که از طرفی ماده و از طرفی دیگر حرکت را کاملًا بشناسیم ما در اینجا به همان اندازه که در متن بیان شده قناعت میکنیم و باقی را به عهده مقاله ١٠ میگذاریم.
[١]. برای تصدیق و اذعان صحیح هر مسأله و قانون علمی اولین شرط این است که آن قانون و مسأله را خوب تصور کنیم؛ بعد از آنکه خوب تصور کردیم حق داریم که در مقام رد یا اثبات آن برآییم؛ و این مطلب در همه مسائل نظری جاری است و اختصاصی به فلسفه ندارد. بسیار دیده میشود که اشخاص از یک مسألهای دفاع میکنند و یا به آن حمله میکنند ولی پس از بررسی معلوم میشود تصور صحیحی از آن مسأله ندارند. البته اشکالی ندارد که یک نفر یا یک دسته از یک تعبیر مخصوص، یک اصطلاح معین و مخصوص به خود داشته باشند. در «اصطلاح» نمیتوان مناقشه کرد و ما هم به کسانی که یک اصطلاح روشن و سنجیده دارند ایراد و بحثی نداریم. ایراد ما به کسانی است که مفهوم مورد نظرشان حتی پیش خودشان چندان مشخص نیست و چون مفهوم مشخصی از یک مسأله بالخصوص ندارند دچار اظهار نظرهای ضد و نقیضی میشوند. علت اینکه از قدیمترین ازمنه، منطقیین اصرار داشتهاند که «تعریفات» همواره باید مشخص و معین و واضح باشد، همین است.
مسأله علیت از مسائلی است که دچار همین سرنوشت شوم شده و بسیار دیده میشود که کسانی که از آن دفاع میکنند یا به آن حمله میکنند مفهوم مشخصی از آن ندارند؛ و روی همین جهت است که دیده میشود برخی از مدعیان فلسفه در یک جا مدعی میشوند که مفهوم «علیت» غیر از مفهوم «تعاقب» است و به واقعی بودن آن نیز اعتراف میکنند و در جای دیگر که به جای لغت «علیت» لغت «خلقت» به کار میرود