اصول فلسفه و روش رئالیسم ط-صدرا - علامه طباطبایی با مقدمه و پاورقی استاد مطهری - الصفحة ٢٠٩ - ٣ نظریه ماهوی
نیز نیازمند است؛ پس هر یک از اجزای علت مانند مجموع اجزاء نسبت به آن علیت دارد که با از میان رفتن آن، معلول نیز از میان میرود، و از همین جا روشن میشود که:
الف. معرف «علت تامّه» این است که با وجود او معلول ضرورت وجود پیدا میکند و با عدم او ضرورت عدم؛ و معرف «علت ناقصه» این است که وجود او معلول را ضروری الوجود نمیکند ولی عدمش آن را ضروری العدم میسازد.
[٣. نظریه ماهوی]
(٣). نظریه ماهوی. مطابق این نظریه علت احتیاج به علت، ماهیت داشتن است و هر چیزی که ماهیتی دارد و وجودی، و ذاتش- یعنی ماهیتش- غیر از وجود واقعیتش میباشد نیازمند به علت است خواه آنکه آن موجود حادث باشد یا قدیم، و اما موجودی که ذاتش عین وجود و واقعیت است و حقیقتش مؤلّف از ماهیت و وجود نیست، بی نیاز از علت است (در پاورقیهای مقاله ٧ فرق «ماهیت» و «وجود» بیان شده، مراجعه شود) و البته چنین موجودی چون موجودیت عین ذاتش است و نسبت ذاتش با موجودیت، «ضرورت» است نه «امکان»، محال و ممتنع است که معدوم باشد و چون محال است که معدوم باشد پس ازلی و ابدی خواهد بود یعنی همیشه خواهد