انسان در اسلام - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٩٧ - وحدات عددى در پرتو وحدت حقيقى
واحد عددى كميت است در حالى كه در برخى از مراحل جهان واحد به هيچ وجه سخن از كميت نيست , مانند مجردات كه در آنها صحبت از اندازه و زمان نيست
صدور و نزول به تجافى لوازمى را در بر دارد اولين لازمه تجافى آنست كه هر گاه از يك شى ء مادى امر ديگرى به تجافى صادر و يا نازل شود , خود آن شى ء فاقد آن امر ميگردد يعنى به هر نسبت كه شى ء به تجافى اعطا شود , در مبداء آن شى ء كاستى و نقص پديد مى آيد , اين گونه از نسبت كه در تجزيه , نزول و صدورهاى مادى صادق است به نسبت صدورى ويژگى خاصى مى بخشد كه از آن با عنوان ( صدور به تجافى ) ياد خواهيم كرد به عنوان نمونه در نزول باران , وقتى از ابر يك قطعه آب بر گياه مى بارد به همان اندازه آب از ابر كاستى مى گيرد و بر همين قياس است آنچه را كه خزانه دار از خزينه هاى طبيعى و مادى بر ديگران مى بخشايد هر بخششى كه از خزينه هاى مادى به عمل مى آيد ملازم به كاستى اى است كه در آن خزينه پديد مى آيد و اين روال تا به آنجا ادامه مى يابد كه ابر از باريدن بازمانده و يا خزينه از دارائى تمام مى شود دومين لازمه تجافى اين است كه همواره پديده اى كه پس از تجزيه , نزول و يا صدور به دست مى آيد , عين همان جزئى است كه در شى ء تجزيه و صادر شده قبلا وجود داشته است يعنى شى كه به تجافى حاصل مى شود همان شيئى است كه قبل از تجزيه و يا اعطا وجود داشته و بين آن دو وحدت و عينيتى حقيقى است
به عنوان نمونه در دو مثال قبل , قطره بارانى كه در جويبار فرود آمده , همان قطره اى است كه لحظه اى قبل از آسمان پائين مى آمد و پيش از آن در ابر بود , بدون آنكه در آن تحولى جز تغيير مكانى ايجاد شده باشد و يا گوهرى كه از خزينه بخشيده شده و اينك آويزه دستى است , دقيقا همان گوهرى است كه قبل از بخشش در گوشه اى از خزينه در كنار ديگر گوهرها جاى داشت و بايد گفت به دليل همين عينيت و وحدت , لازمه اولى كه براى تجافى ذكر شده معنا پيدا مى كند يعنى به دليل همين وحدت پس از فرود باران آب از ابر كاستى