انسان در اسلام - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٠١ - وحدات عددى در پرتو وحدت حقيقى
اگر جهان مقيد به طبيعت و ماده بود روش رياضى براى شناخت آن كافى بود وليكن ما درجهان به حقايقى مى رسيم كه جايگاه جمع و تفريق در آنها نيست
معناى علمى خود فاقد آن نمى شود اگر معلم هزار بار هم مطلب علمى خود را در خيال سان دهد و يا در طبيعت ايجاد كند و آن را به ديگران تفهيم نمايد باز هم ذره اى از خزينه و ذخيره علمى اش كم نمى شود نحوه نسبت صدورى و رابطه ايجادى ملكه علمى با افاضات حاصله از آن شبيه نحوه رابطه اى است كه يك شى ء نورانى مقابل آئينه با عكس ها و تصويرهاى خود پيدا مى كند , تمام عكس ها و تصويرهايى كه در آئينه ظهور پيدا مى كند , همه آيات و نشانه هايى هستند كه از ناحيه آن شى ء اصلى افاضه شده اند ليكن اين افاضه و صدور به صورت تجافى و حركت انتقالى نمى باشد , بلكه به صورت ظهور و تجلى است
با توضيحات ياد شده چگونگى نسبت صدورى و نحوه رابطه ايجادى يك حقيقت عقلانى كه نفس در مرتبه اى از مراتب حضور و سعه خود واجد آن است با مظاهر خيالى و طبيعى آن روشن شد وجود نسبت و ربط ايجادى و صدورى بين ملكه علمى و مظاهر گوناگون آن حاكى از نوعى ( غيريت ) بين آنها نيز مى باشد , در اين غيريت ملكه علمى نسبت به تصورات و الفاظ مربوط به خود يك توع تميز و جدايى دارد كه از آن به تميز احاطى تعبير ميشود , اين نوع از تميز نه تنها مانع از پيدايش بيگانگى مطلق و غيريتى تباينى است بلكه موجب ايجاد نوعى از وحدت بين طرفين نسبت است كه وحدتى حقيقى است به دليل همين وحدت حقيقى است كه معلم پس از نظر به تصورات ذهنى اى كه در خيال خود سان مى دهد يقين پيدا مى كند كه اين تصورات دقيقا همان معناى واحد عقلى را بيان مى كنند و باز به دليل همين وحدت است كه دانش آموز پس از شنيدن كلمات از طريق احساس برخى از امواج هوا كه توسط معلم ايجاد مى شود با اطمينان خاطر مى گويد كه همان معناى مورد نظر شما را به خوبى فهميدم اين نوع از وحدت حقيقى كه بين شيى نازل شده