انسان در اسلام
(١)
مقدمه
٩ ص
(٢)
انسان شناسى و هستى شناسى فلسفى و عرفانى
١٢ ص
(٣)
محبت حقيقى , مجازى و دروغين در فلسفه و عرفان
١٨ ص
(٤)
بخش اول
٢٧ ص
(٥)
قرآن , بيانگر هستى انسان
٢٩ ص
(٦)
انسان و دو بعد وجودى آن
٣٠ ص
(٧)
كون جامع يا انسان كامل
٣٢ ص
(٨)
نارسايى معيارهاى مادى در تعيين كمال انسان
٣٢ ص
(٩)
معرفت نفس و نقش آن در تعالى انسان
٣٤ ص
(١٠)
علم و عمل دو حقيقت انسان ساز
٣٥ ص
(١١)
رسالت اديان در تنظيم عمل عادلانه انسان
٣٦ ص
(١٢)
نيروهاى مزاحم و راه مبارزه با آنها
٣٧ ص
(١٣)
ياد خدا و طريق پاسدارى از حريم جان
٣٨ ص
(١٤)
تضرع در خفا و ادب دعا
٤٠ ص
(١٥)
نقش دين در رعايت عدالت كبراى انسانى
٤٤ ص
(١٦)
سبكبارى شرط پرواز به سوى كمال
٤٥ ص
(١٧)
مراحل سه گانه كمال و نقش دين در تحصيل آن
٤٩ ص
(١٨)
انسان كامل و ولايت تكوينى
٥٣ ص
(١٩)
انسان كامل و مقام مكنون
٥٦ ص
(٢٠)
انسان كامل و تسلط بر قواى جسمانى
٥٩ ص
(٢١)
تهجد و تحصيل مقام محمود
٦٥ ص
(٢٢)
نفس گذرگاه انسان و عمل ابزار آن
٦٨ ص
(٢٣)
حيات انفرادى انسان پس از دنيا
٧٤ ص
(٢٤)
حشر انسان در گروههاى سه گانه
٧٦ ص
(٢٥)
بخش دوم
٨٣ ص
(٢٦)
هماهنگى در معرفت انسان و شناخت جهان
٨٥ ص
(٢٧)
الله و آيت واحد او , ( بود ) و ( نمود ) هاى متعدد آن
٨٥ ص
(٢٨)
سريان فطرت در جهان امكان
٨٦ ص
(٢٩)
هدايت فطرت بر عبادت مفطور
٨٧ ص
(٣٠)
انسان در سه مقطع از قبل تا بعد از دنيا
٨٧ ص
(٣١)
غير مادى بودن كمال انسانى
٨٨ ص
(٣٢)
انسان نيمه راه در مكتب هاى مادى
٨٩ ص
(٣٣)
شناخت كمال در گرو تبيين معاد
٩١ ص
(٣٤)
كمال انسان و انسان كامل
٩٢ ص
(٣٥)
فيض منبسط و ظهور نفس رحمانى
٩٥ ص
(٣٦)
وحدات عددى در پرتو وحدت حقيقى
٩٦ ص
(٣٧)
انسان كامل و پيوند دو سرحلقه هستى
١٠٤ ص
(٣٨)
مخازن الهى و جريان فيض در قوس نزول
١٠٦ ص
(٣٩)
توحيد و جايگاه انسان در قوس صعود
١٠٨ ص
(٤٠)
مراحل سه گانه توحيد
١١١ ص
(٤١)
شناخت مقصد , مقدمه حركت
١١٣ ص
(٤٢)
عمل و عقيده در مسير حركت انسان
١١٥ ص
(٤٣)
صراط مستقيم و آگاهى بر انجام راه
١١٧ ص
(٤٤)
فهارس
١٢١ ص

انسان در اسلام - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٦١ - انسان كامل و تسلط بر قواى جسمانى

باشد و از اينرو ارتباط آن با بدن نظير پيوند و ارتباط لفظ و معناست

ما لغت را در ضمن داشتن معنى مى فهميم و استعمال مى كنيم و محال است لفظ مستعمل بدون معنى باشد , اما معنى هرگز در لفظ نيست , مثلا لفظ كتاب كه داراى معنى است اگر نوشته شود , و سپس مورد تحليل قرار گيرد هرگز در حروف چهارگانه آن يعنى در - ك - ت - ا - ب معنى پيدا نمى شود , وليكن همان معنايى كه به اين حروف تعلق


كمال مرتبه كمال كمل اهل الله نيست بلكه از مقامات معمولى سرشار آنهاست و اين كه در ادعيه مثل مناجات شعبانيه , حضرت اميرالمؤمنين و اولاد طاهرينش اين مرتبه را خواسته يا اشاره به داشتن آن نموده نه آن كه مقامات آنها منحصر به همين مرتبه است

مرتبه هشتم , در ازاء اين مرتبه است و آن عبارتست از تصفيه عمل از خوف فراق نيز از كمالات مقامات كمل نيست و اين كه جناب اميرالمؤمنين كيف اصبر على فراقك گويد از مقامات معمولى سرشار او و مثل اوست

و بالجمله تصفيه عمل از اين دو مرتبه نيز در نزد اهل الله لازم است و عمل به آن معلل و از حظوظ نفسانيه خارج نيست و اين كمال خلوص است و پس از اين , مراتب ديگرى است كه از حدود خلوص خارج و در تحت ميزان توحيد و تجريد و ولايت است

اكنون كه رشته سخن به اينجا رسيده ناچارم از ذكر بعضى درجات ديگر اخلاص كه مناسب با اين مقام است يكى از درجات اخلاص تصفيه عمل است از رؤيت استحقاق ثواب و اجر و در مقابل آن شوب آن است به طلب اجر و رؤيت استحقاق مزد و ثواب و اين از يك مرتبه اعجاب به عمل خالى نيست كه سالك بايد خود را از آن تخليص كند و اين رؤيت استحقاق از نقصان معرفت به حال خود و حق خالق تعالى شانه است , و اين نيز از شجره خبيثه شيطانيه است كه به رؤيت خود و عمل خود و انيت و انانيت برگردد بيچاره انسان تا در حجاب رؤيت اعمال خويش است و آن را از خود ميداند , و خود را