انسان در اسلام - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٩٩ - وحدات عددى در پرتو وحدت حقيقى
تجرد فرشتگان مقرب , ادراك كثرت و امتياز آنها را به چهار فرشته نظير عزرائيل , اسرافيل , جبرائيل و ميكائيل سلام الله عليهم دشوار مى سازد , زيرا وقتى از يك و يا چهار فرشته خبر داده مى شود , نظير خبر از چهار قلم و يا كاغذ نيست
رحمانى بوده و هيئت تاليفى و يا تركيبى آن را شكل ميداده اند , چه اين كه وحدت فيض منبسط از نوع وحدات تاليفى و يا تركيبى كه در عالم طبيعت يافت مى شوند نمى باشد
توضيح بيشتر در مورد وحدت حقيقى فيض منبسط در حواشى بعدى خواهد آمد , و اما تبيين بهتر اين كه چگونه نفس رحمانى بر خلاف نفس انسانى هويت استقلالى خود را در برابر اجزاء حفظ نموده و همچنين عليرغم حفظ استقلالى وحدت خود را با كثرات ناشى از آن تامين مى كند , از طى طريق مثالى كه علاوه بر اصل صدور و وحدت در كيفيت صدور و چگونگى وحدت با نفس رحمانى و فيض منبسط مشابهت داشته باشد مى توان تامين كرد
بهترين مثالى كه مى تواند روشن كننده چگونگى صدور و نسبت صدورى كثرات از نفس رحمانى و همچنين كيفيت وحدت نفس رحمانى با اجزاء عالم باشد , مثالى است كه در حوزه حيات انسانى وجود دارد زيرا اين مثال با ممثل در كيفيت نسبت صدورى و چگونگى وحدت نيز مشابهت دارد
معلم قبل از اين كه تصميم به بيان يك مطلب علمى بگيرد و يا قبل از اين كه شاگردان به طرح يك سئوال علمى بپردازند تصورى خاص از كلمات و جملاتى كه بايد بيان كند ندارد و يا حتى ترتيبى را كه در استدلال به صورت صغرى و كبرى بايد رعايت كند , در نظر ندارد بديهى است كه معلم در اين مرحله هيچ اراده اى نيز براى تحرك زبان و بيان الفاظ ندارد , يعنى در اين مرحله هنوز الفاظى كه آن مطلب علمى را بيان مى كنند به صورت پديده طبيعى موجود نمى باشند اما پس از آنكه شاگردان سئوال علمى را طرح مى كنند , معلم با يك نظر ابتدائى به خوبى مطمئن مى شود كه پاسخ اين مطلب را از قبل آنچنان