انسان در اسلام - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٩٢ - كمال انسان و انسان كامل
حيوانات نيز وجود دارند كمال انسان از امور دنيايى كه در بستر حركت و تحولند نمى باشد , از اينرو تا معاد يعنى بعد از دنيا روشن نشود تكامل انسان شناخته نمى شود
پيش از اين گذشت آن كس كه تا نبيند , عالم نمى شود و تا گوش ندهد , نمى شنود , و تا غذا نخورد نمى ماند و خلاصه آن كس كه اگر از طبيعت به او چيزى نرسد نمى ماند ناقص است
انسان تا خودكفا نشود در نقص است و خودكفائى به در آمدن از فقر و وابستگى به غنى است
توضيح آنكه نيازمندى و بى نيازى داراى سه مرحله است اول فقر , دوم , استغناء و سوم غنا
فقير كسى است كه نيازمند بوده و فاقد امرى باشد كه نياز او را بر طرف نمايد , پس در معناى فقير دو مطلب ملحوظ است , اول نياز و دوم نادارى چيزى است كه نياز را مرتفع سازد
مستغنى كسى است كه نيازمند است ولى چيزى را كه نياز او را برطرف كند , دارا مى باشد , و غنى كسى است كه اصلا نياز ندارد و چون غنى بالذات خداوند سبحان است , انسان متكامل بايد آيت و مثل اعلى و مظهر اتم غنى بشود
كمال انسان و انسان كامل
كمال انسان همان حقايقى است كه در دعاى سحر بيان شده است و انسان كامل شخصى است كه قادر به قدرتى شود كه بر همه امور جريان داشته باشد