انسان در اسلام - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٥٨ - انسان كامل و مقام مكنون
مقامات العارفين تنظيم شده است درباره كسى كه نظر و معرفت خود را نسبت به خداوند مى نگرد مى گويد : ( من آثر العرفان للعرفان فقد قال بالثانى ) يعنى كسيكه معرفت را به خاطر معرفت برگزيند از توحيد محروم مانده و به شرك گرفتار آمده است
پس آن كسى كه عارف به ( الله ) است نه تنها خود را نمى بيند معرفت خود را نيز نمى بيند , زيرا در توحيد كامل همانگونه كه محب و عارف را ديدن با توحيد ناسازگار است عرفان و محبت را نگريستن نيز خلاف توحيد است محب الله حق نظر به خود و يا حق نظر به محبت را ندارد زيرا اگر خود و يا محبت را ببيند , در همان محدوده محبوب را نخواهد ديد و در نتيجه در آن محدوده محبت او نخواهد بود [١]
[١] صدرالدين قونوى در كتاب ( مفتاح غيب الجمع والوجود ) از استاد خود اين عربى , در زمينه اخلاص و پاكى و طهارتى كه با گذر از آن حاصل شده , اين عبارت را نقل مى كند كه ( من رزق الطهاره حتى عن الاخلاص فقد رزق الخلاص ) - مصباح الانس , ص ١٦ - يعنى هر كسى را كه رزق طهارت و پاكى حتى از ديده اخلاص حاصل آيد , خلاص نصيب گردد
اينك كه از اخلاص و نقش و محدوده آن نسبت به توحيد و محبت توحيدى سخن به ميان آمد برخى از مراتب اخلاص بدانگونه كه در كتاب آداب الصلاه آمده است نقل مى شود , به اميد آنكه طالبان خلاص را زاد راه باشد
( به طريق اجمال بطوريكه مناسب با وضع اين اوراق است يكى از مراتب آن تصفيه عمل است , چه عمل قلبى و يا قالبى از شائبه رضاى مخلوق و جلب قلوب آنها , چه براى محمدت يا براى منفعت يا براى غير آن و در مقابل اين اتيان عمل است رياء و اين رياء فقهى و از همه مراتب ريا پست تر و صاحب آن از همه مرائى ها بى ارزش تر و خسيستر است