دفاع از حريم قرآن - فاضل لنكرانى، محمد جواد - الصفحة ٦١
تفسيرى را دارد.
دسته چهارم: رواياتى كه دلالت دارد بر اين كه در برخى از آيات كتاب، اسم مبارك اميرالمؤمنين على عليه السلام و ائمه مصعومين عليهم السلام ذكر شده بوده است. اين روايات هم در مقام توضيح و تأويل آيات شريفهاند و دلالت ندارد بر اين كه اسامى ائمه عليهم السلام به عنوان جزئى از قرآن بوه و حذف شده است.
دسته پنجم: رواياتى كه دلالت بر ذكر اسامى افرادى از قريش، در قرآن دارد كه گويا تحريف كنندگان آنها را حذف نموه و فقط اسم ابىلهب را باقى گذاشتهاند.
اين روايات داراى دو اشكال است:
١- بين خود اين روايات تناقض وجوددارد، زيرا در برخى از آنها عدد محذوف را هفتاد و در برخى ديگر هفت قرار داده است.
٢- ملاحظه مضامين اين روايات شهادت به كذب آن مىدهد و اصولًا چه وجهى در ميان بوده است كه در ميان اسامى، اسم ابىلهب محفوظ بماند.
دسته ششم: رواياتى كه دلالت دارد براين كه بعد از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله برخى از كلمات تغيير داده شده است و مكان آنها كلمات و الفاظ ديگرى آورده شده و به تعبير ديگر اين روايات دلالت دارد بر وقوع تحريف هم به زيادت و هم به نقيصه.
اين دسته نيز مخالف با اجماع است، زيرا مسلمين اتفاق نظر دارند بر اينكه بر قرآن حتى يك حرف هم اضافه نشده است.
دسته هفتم: رواياتى كه در شأن حضرت حجت عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف وارد شده كه آن حضرت بعد از ظهور خود، مردم را ملزم