دفاع از حريم قرآن
(١)
پيشگفتار
٧ ص
(٢)
نكته اوّل بررسى لفظ تحريف
١٠ ص
(٣)
نكته دوّم موارد كاربرد لفظ تحريف و انواع تحريف
١٢ ص
(٤)
نكته سوم تحريف اجمالى و تفصيلى
١٨ ص
(٥)
نكته چهارم عدم كفايت خبر واحد براى اثبات تحريف
٢٠ ص
(٦)
نكته پنجم نظريه بزرگان اماميه در عدم تحريف قرآن
٢١ ص
(٧)
نكته ششم فرق ميان قرآن و ساير كتب آسمانى
٢٦ ص
(٨)
نكته هفتم مراحل و مواطن قرآن
٢٨ ص
(٩)
نكته هشتم امكان تحريف قرآن از نظر عقل و عدم وقوع آن در عمل
٣١ ص
(١٠)
نكته نهم آيا استدلال به قرآن بر عدم تحريف مستلزم دور است؟
٣٢ ص
(١١)
نكته دهم دو نوع ادّعا در تحريف
٣٧ ص
(١٢)
نكته يازدهم بررسى دليل عقلى و عُقَلائى در عدم تحريف
٣٨ ص
(١٣)
نكته دوازدهم صريحترين آيه در عدم تحريف
٤٣ ص
(١٤)
نكته سيزدهم آيا قول به تحريف مستلزمسقوط ظواهر كتاب از حجيّت است؟
٤٧ ص
(١٥)
نكته چهاردهم دلالت حديث ثقلين بر عدم تحريف
٤٩ ص
(١٦)
نكته پانزدهم نَسْخِ تلاوت و انساء
٥٢ ص
(١٧)
نكته شانزدهم شيعه نمىتواند معتقد به تحريف شود
٥٥ ص
(١٨)
نكته هفدهم بررسى كلى روايات تحريف
٥٧ ص

دفاع از حريم قرآن - فاضل لنكرانى، محمد جواد - الصفحة ٦٠

حديث آن صحيح است و در حدود ١٤٤ حديث عنوان حسن را دارد و مقدار ٢١٢٨ حديث موثّق و ٣٠٢ حديث قوى وجود دارد و مقدار ٧٤٨٠ حديث آن ضعيف است. [١]

توضيح جهت دوم:

اين روايات از حيث دلالت داراى يك مضمون نيستند و به چند دسته تقسيم مى‌شوند:

دسته اول: برخى از اين روايات مربوط به تحريف معنوى است كه از محل نزاع ما خارج است.

دسته دوم: پاره از اين روايات دلالت بر اختلاف قرائت داردكه از محل بحث تحريف خارج است.

دسته سوم: رواياتى‌كه‌در مقام‌توضيح ياتفسير يك‌آيه وارد شده است كه برخى گمان كرده‌اند آنچه به عنوان تفسير آيه واقع شده است در واقع از متن قرآن كريم بوده است.

مانند اين حديث شريف:

رَوى‌ الكُلينى بأسنادِهِ عَنْ موسى بن جعفر عليه السلام في قوله تعالى: اولئك الَّذينَ يَعْلم اللَّه ما فى‌ قُلُوبِهُم فاعرض عَنْهم و عِظْهم وَ مَثّل فى‌ أَنْفسهم قَوْلًا بليغا. انه- عليه السلام- تلاهذه الاية إلى قوله: «فاعرض عنهم» و اضافَ: «فَقَد سَبَقَتْ عَلَيْهم كَلِمةُ الشَّفاءِ وَ سَبَقَ لَهُمَ الْعَذاب» وتلا بقيّة الاية. [٢]

محدث نورى فرموده:

ظاهر سياق خبر آن است كه اين زياده از قرآن است و تفسير نيست. [٣]

علامه مجلسى و ديگران تصريح دارند به اين كه اين جمله‌

عنوان‌


[١]. دراسات في الحديث و المحدثين، ص ١٣٧.

[٢]. روضه كافى ٨/ ١٨٤.

[٣]. فصل الخطاب، ص ٢٧٥.