دفاع از حريم قرآن - فاضل لنكرانى، محمد جواد - الصفحة ٤٠ - نكته يازدهم بررسى دليل عقلى و عُقَلائى در عدم تحريف
دارد و در رابطه با آياتى كه براى زعامت ابوبر و عمر مضرنبوده است، چنين انگيزهاى وجود ندارد، بنابراين منتفى است.
اما بطلان احتمال دوّم: اگر چنين مطلبى اتفاق افتاده باشد بايد مخالفين خلافت ابوبكر و عمر كه در رأس آنها اميرالمؤمنين عليه السلام و صديقه طاهره عليها السلام و دوازده تن از سران مهاجر و انصار بودند، اين امر را جزء معايب و اشكالات آنان ذكر مىكردند و در احتجاجات آنان مىآمد، در حالى كه چنين چيزى در كلمات و استدلالات آنان وجود ندارد.
صورت دوّم: وقوع تحريف در زمان خلافت عثمان است، اين صورت ضعيفتر از صورت قبلى است، زيرا:
اوّلًا: اسلام در زمان عثمان به طورى منتشر شده بود كه او قدرت و توان اين كه از قرآن چيزى را كم كند، نداشت.
ثانياً: اگر تحريف در زمان عثمان در آياتى بوده كه مربوط به ولايت و زعامت اهل بيت عليهم السلام نبوده در اين صورت سببى براى تحريف نبوده است و در آيات مربوط به ولايت نيز قطع به عدم آن داريم، زيرا اگر قرآن مشتمل به آياتى مىبود كه دلالت صريح بر خلافت اميرالمؤمنين عليه السلام مىداشت، در بين مردم منتشر مىشد و خلافت به عثمان نمىرسيد.
ثالثاً: اگر عثمان قرآن را تحريف مىكرد، اين بهترين بهانه و عذر براى مخالفين او بود كه مخالفت و قيام خودشان بر ضد وى را توجيه نمايند، در حالى كه آنان دراستدلال در اين باره چيزى نگفتند.
رابعاً: چنانچه تحريف به دست عثمان واقع شده باشد لازم بود كه