دفاع از حريم قرآن - فاضل لنكرانى، محمد جواد - الصفحة ٥٨
توضيح دهيم:
اما توضيح جهت اول:
در سند بسيارى از اين روايات احمد بن محمد «سيّارى» است كه به تعبير رجال شناسان «فاسد المذهب» و «ضعيف الحديث» است و نجاشى [١] او را متهم به غلوّ مىكند و ابن غضائرى او را متهالك و منحرف معرفى نموده است. [٢]
از افرادى كه در سند اين روايات قرار گرفتهاند «يونس بن ظبيان» است كه در مورد او گفته شده است:
بسيار ضعيف است و در كتب او تماماً خَلْط وجود دارد.
و ابن غضائرى او را غالى و كذّاب و جاعِلُ الحديث معرفي نموده است. [٣]
سومين فردى كه در سند اين روايات قرار گرفته است على بن احمد كوفى است كه مؤلفين رجال او را ضعيف و فاسد الرّوايه و حتى از جمله عُلاةِ منحرف معرفى نمودهاند. [٤]
بنابراين، روشن مىشود افرادى كه ناقل و مبيّن اين روايات هستند از ضعفاء مىباشند و روايات آنان اعتبارى ندارد.
علاوه بر آنچه گفته شد بايد توجه كنيم كتبى كه اين روايات در آنها آمده است غالباً خالى از اعتبار و حجيّت است.
الف: برخى از اين روايات از رسالهاى منسوب به سعد بن عبداللَّه اشعرى گرفته شده است كه اين رساله به نعمانى و سيد مرتضى هم نسبت داده شده است و بنابراين واضع و مؤلف آن روشن نيست و احدى از رجال علم حديث آن را معتبر نشمردهاند.
[١]. رجال نجاشى، ص ٥٨.
[٢]. قاموس الرجال، ج ١، ص ٤٠٣.
[٣]. خلاصة الرجال، ص ٢٦٦.
[٤]. دراسات في الحديث و المحدثين، ص ١٩٨.