ياس در آتش - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٨

نموده، پهلويش را شكسته و جنينش را كشته و او فرياد بر مى آورد پدرم محمّد، اما كسى پاسخش نمى گويد و كمك مى خواهد اما كمك كار نمى جويد...[١]

٢٤. ذهبى و «تاريخ الإسلام »

شمس الدين محمّد بن احمد بن عثمان ذهبى (م ٧٤٨ هـ) در كتاب تاريخ اسلام مى گويد:

علوان بن داود بجلى با ذكر سلسله سند [٢] از عبدالرحمن بن عوف روايت مى كند كه در بيمارى ابوبكر به عيادتش رفتم. بر او سلام كرده و چگونگى احوالش را پرسيدم. گفت: به شكر خدا خوبم تا آنجا كه مى گويد. سپس ابوبكر گفت: بر هيچ چيز تأسف نمى خورم مگر بر سه چيز... تا آخر حديث .[٣]

٢٥. نور الدين هيتمى و «مجمع الزوائد»

حافظ نورالدين على بن ابى بكر هيتمى (م ٨٠٧ هـ) در كتاب


[١] فرائد السمطين: ٢ / ٣٤ ـ ٣٥، چاپ بيروت.
[٢] سلسله سند آن روايت اين گونه است: روى علوان بن داود البجلى عن حميد بن عبدالرحمن عن صالح بن كيسان عن حميد بن عبدالرحمن بن عوف عن ابيه .
[٣] تاريخ الإسلام: ٣ / ١١٧ ـ ١١٨ .