ياس در آتش - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٦
حالم آگاهيد و نيرو و توان و ابزار و آلات نبرد و اسلحه و زره و سپر در اختيار داريد. ندايم به گوش همه تان مى رسد اما پاسخ نمى گوييد و ناله ام را مى شنويد و طريق ياريم نمى پوييد. شما كه به رزم آورى معروف و به خير و صلاح موصوفيد. شما منتخبان و برگزيدگان هستيد با عرب به ستيزه برخاستيد، به رنج و تعب افتاديد. با امت ها جنگ كرديد و با پهلوانان مبارزه نموديد و پيوسته همراه ما بوديد و سر بر فرمان ما داشتيد. تا آسياى دين به گردش افتاد و شير در پستان مادر گيتى فزون گرديد و نعره هاى شرك فروكش كرد. ديگ تهمت از جوش افتاد و آتش كفر رو به خموشى نهاد، آواى هرج و مرج پايانى گرفت و دين نظام يافت .
چرا پس از اين بيان حيران شديد و چه سان پس از آشكار كردن دين در پى نهان كردن آن بر آمديد. و پس از گام پيش نهادن عقب نشينى كرديد و پس از ايمان آوردن به شرك روى كرديد. بدا به حال گروهى كه پيمانشان را پس از اينكه بستند، شكستند و به بيرون راندن پيامبر همت گماشتند. حال كه آنان آغاز گر جنگ بودند «آيا از آنان مى هراسيد؟ بدانيد كه خداوند سزاوارتر است كه از او بهراسيد، اگر ايمان داريد».[١]
باز دانيد كه من مى نگرم كه شماها تن به خمودى داده و آن كسى را كه به زمامدارى جامعه سزاوارتر بود واپس نهاديد و به تن
[١] توبه: ١٣.