ياس در آتش - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٤

قيامت. در آن هنگامه، باطل پيمايان زيانكارانند و پشيمانى هيچ كدامتان را سودى نبخشد. براى هر خبرى قرار گاهى خواهد بود، پس به زودى آگاه خواهيد شد كه عذاب خوار كننده چه كسى را در بر خواهد گرفت و عذاب پيوسته و بى وقفه بر چه كسى فرار خواهد رسيد.

سپس به جانب انصار نگريست و فرمود: اى جماعت نيكان، اى بازوان ملت، اى نگهدارندگان دين، فتور و قصور شما نسبت به حق من براى چيست؟ سستى و پستى شما در برابر اين ستمى كه بر من مى رود چراست؟ مگر پدرم رسول خدا نمى فرمود: «هر كسى را با حفظ حرمت فرزندانش احترام كنند»[١].

چه زود بريديد و چه به سرعت رميديد و خود را از راه فرو گذارديد. همه تان مى دانيد و مى بينيد حق من لگد مال گرديده و در اين راه مى توانيد ياريم كنيم و هوادارى، اما چنين نمى كنيد.

آيا مى گوييد پيامبر مرد (و ديگر همه چيز به پايان رسيد) اين مصيبتى است، و چه مصيبتى! بس بزرگ و در نهايت وسعت. شكافى است پُر ناشدنى و زخمى است درمان ناگرديدنى. بى او زمين را تارى فراگرفته، مِهر و ماه را نقابى از تيرگى بر چهره اوفتاده و در سوگ او ستارگان آسمان، پرتو خود را از دست داده اند. آرزوها به نوميدى گراييده، كوه ها فرو ريخته، حرمت ها


[١] المرء يُحفظ فى ولده. (رسول اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)).