ياس در آتش - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦

انصار در دل از مهاجران بيمناك بودند. به دليل اينكه آنان در نبردهاى بدر و احد تعداد زيادى از اقوام و اقارب مهاجرين (كه در سپاه قريش مكه بودند) به قتل رسانده بودند. آنان از اين هراس داشتند كه مهاجران حكومت را به دست بگيرند و در پى انتقام، پيوسته آنها را مورد ستم و ظلم قرار دهند.

اين هراس آنان را بر آن داشت كه اقدام به ايجاد شورايى نمايند تا بتوانند خليفه را از ميان خود برگزينند تا قدرت و شوكتشان حفظ شود و بتوانند از حوادث تلخ احتمالى كه امكان داشت به دست مهاجران اتفاق افتد جلوگيرى نمايند. لذا قبيله هاى «اوس» و «خزرج» در «سقيفه بنى ساعده» گرد آمدند و «سعد بن عباده» رئيس قبيله «خزرج» رشته كلام را در دست گرفت و با برشمردن فضائل انصار گفت:

«اى گروه انصار، شما را در دين سابقه و در اسلام فضيلتى است كه هيچ يك از قبائل عرب از آن برخوردار نيستند. محمّد بيش از ده سال در ميان قومش زيست و آنان را به پرستش خداوند رحمان و ترك عبادت بتان فرا خواند، اما جز اندكى بدو ايمان نياوردند. آن قدر تعداد گروندگان به او اندك بود كه نمى توانستند در مقام مدافعه از رسول خدا برآيند. دين را به سربلندى برآرند و از خويشتن دفاع نمايند. تا اينكه شرف و بزرگوارى و نعمت ارزانيتان گرديد و خداوند ايمان به خود و رسولش و دفاع از پيامبر و سربلندى او و دين و ستيزه با معاندين را روزيتان فرمود. پس شما در ميان خودتان، سختگيرترين مردمان بر دشمنان او و در ميان ديگران با هيبت ترين مردمان نسبت به دشمنان او بوديد. و عرب به رغبت خود يا به قدرت شمشير براى امر خداوندگار پايدارى ورزيد تا اينكه كردگار عزّوجل بوسيله شماها زمين را مغلوب پيامبرش گردانيد و شما به وسيله شمشيرهايتان عرب را بدو نزديك گردانيديد و او با رضايت از شماها در جوار رحمت كردگار آرميد. بدين كار بر مردمان فخر فروشيد»[١].

در همان زمانيكه سعد بن عباده در سقيفه بنى ساعده در حال سخنرانى بود مهاجران همگى در انديشه پيرامون تعيين محل قبر و چگونگى غسل و كفن و نماز خواندن بر پيامبر در


[١] تاريخ طبرى: ٢ / ٤٥٥ ـ ٤٥٦ .