ياس در آتش - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩
پيروى از پيامبرش بوده است ـ تا آنجا كه افزود: ـ آگاه باشيد كه محمّد از قريش است و قومش به او سزاوارترند. بخداى سوگند، كه خداوند براى اين كار هرگز مرا در نزاع با ايشان نخواهد ديد. از خدا بترسيد و با مهاجران مخالفت نورزيد و با آنان به ستيزه و نزاع بر نخيزيد».
سپس برخاست و با ابو بكر بيعت نمود. وقتى كه «حباب بن منذر» را به بيعت نمودن فراخواندند و او از بيعت بشير بن سعد با ابو بكر خبردار شد به بشير گفت: «اى بشير بن سعد بلاهاى جهان نابودت كند تو را چه حاجتى بود كه به چنين كارى دست زدى. آيا فرمانروايى را براى پسر عموى خودت گران دانستى».[١]
وقتى كه اوسيان عملكرد بشير بن سعد و ادعاى قريش (مهاجران) و از طرفى تقاضاى خزرج براى امارت سعد بن عباده مشاهده نمودند، به يكديگر گفتند: «به خداى سوگند اگر خزرجيان فرمانروا گردند به خاطر اين فضيلت دائماً بر شما فخر خواهند فروخت». اين بود كه رئيس قبيله اوس «اُسيد بن خضير» نيز برخاست و با ابوبكر بيعت نمود. اين كار وى سبب شد عشيره وى يكى پس از ديگرى با ابو بكر بيعت كنند. و سعد بن عباده و قبيله خزرج را كنار زنند.
[١] تاريخ طبرى: ٢ / ٤٥٧ ـ ٤٥٨ .