ياس در آتش - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٥

پامال و پس از او احترام به بيمقدارى بدل گرديده.

به خداى سوگند، اين سوگ، ماتم بسيار بزرگى است، سوگى بى مانند، كه پيش از اين، خداوند در قرآن (ى كه سپيده و شام، بلند و آرام، باتلاوت و الحان، مى خوانيدش) از آن خبر داده است. سوگى است كه بر پيامبران ديگر هم رسيده و حكمى قطعى و قضايى حتمى است.

«محمّد جز پيامبرى نيست كه پيش از او پيامبرانى آمده اند. اگر بميرد يا كشته شود شما به گذشته بر مى گرديد؟ و هر كس به گذشته برگردد هيچ زيانى به خدا نمى رسد و خداوند به زودى سپاسگزاران را پاداش خواهد داد»[١].

اى فرزندان قيله [٢]! آيا درست است كه ميراث پدرم از من بگيرند و شما بنشينيد و ببينيد. سخنم را همه تان مى شنويد و از


[١] آل عمران: ١٤٤.
[٢] منظور از فرزندان قيله، قبيله هاى «اوس» و «خزرج» هستند. نام مادر بزرگ آنها «قيله» دختر كاهل بن عذرة بن سعد بوده است. (نهاية: ٤ / ١٣٤) اما پژوهشگر معاصر دكتر سيد جعفر شهيدى در توضيح واژه «قيله» مى گويد: مردم يثرب «مدينه» از مهاجرانى هستند كه پس از ويرانى سدّ مأرِب و يا به علل ديگر در اين شهر (يثرب) سكونت كردند. در دوره دوم حكومت سبائيان بر جنوب، پادشاهان اين منطقه مشاوران سياسى داشتند كه از ميان اشراف انتخاب مى شدند و آنان را «قَيل» مى گفتند. بنابراين «قيله» مرادف اعيان و بزرگان و مانند اينها است. (زندگانى فاطمه زهرا: ١٣٤) (مترجم).