ياس در آتش - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠
ابوبكر به بيعت قبيله اوس بسنده كرد و آنگاه همگى از سقيفه خارج شده و به جانب مسجد به راه افتادند و در فاصله سقيفه تا مسجد هر كسى را كه در ميانه راه مى ديدند از او بيعت مى گرفتند.[١]
بگذريم از ما جراهاى سقيفه و هياهو و فتنه و آشوب و كتك كارى و فحش و ناسزايى كه در آنجا اتفاق افتاد ; كه آن جريانات غم انگيز و ملالت بار وا ندوه آور است.
در حاليكه على و خانواده اش مشغول تجهيز و تدفين پيامبر بودند، اهل سقيفه به رغبت يا به اجبار از مردم بيعت مى گرفتند.
كاش خليفه و پيروانش به همين مقدار اكتفا و بسنده كرده بودند. اما آنان بر آن شدند كه به قهر و جبر و با تهديد و ارعاب از على و خانواده اش نيز بيعت بگيرند. اين در زمانى بود كه تعدادى از مردان بنى هاشم با اعتراض به اين نحوه بيعت گرفتن در خانه على گرد آمده بودند. در نهايت، در آنجا حوادث تلخ و غمبارى اتفاق افتاد. اما گروهى از تاريخ نگاران از روى ترس و بيم يا از روى حرص و طمع، به بقيه ما جرا نپرداخته اند. در اين ميان كسانى كه حميت و غيرت دينى داشته اند آن قضايا را به گونه اختصار نگاشته اند. در اين ميان تاريخ نگاران بر دو دسته اند :
الف) برخى از آنان تنها به گفتگوها، تهديدها و احتجاجاتى كه
[١] نك : تاريخ طبرى: ٢ / ٤٥٨.