ياس در آتش - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٤

نرسيده نقل كرده است .[١] «نويرى» در اين كتاب مى گويد: ابن عمر بن عبدالبرّ با سند خود از زيد بن اسلم و او از پدرش روايت كرده كه:

به هنگام بيعت مردمان با ابوبكر، على و زبير نزد فاطمه آمده و پيرامون آن موضوع با وى به مشورت نشستند. عمر اين جريان را دريافت.بدانجا رفت و گفت: اى دخت رسول خدا هيچ كس در نزد ما محبوب تر از پدرت نبود و پس از او هيچ كس محبوب تر از تو نيست. خبر يافته ام كه اين افراد در خانه تو هستند اگر اين خبر راست باشد چنين و چنان خواهم كرد. سپس از آنجا بيرون رفت. آنان نزد فاطمه آمدند. فاطمه به ايشان گفت: عمر به اينجا آمده و سوگند خورده كه اگر بار ديگر اجتماع كنيد چنين و چنان خواهد كرد و به خدا سوگند او به سوگندش عمل خواهد نمود.[٢]

٩. سيوطى و «مسند فاطمه»

جلال الدين عبدالرحمن سيوطى (٨٤٨ ـ ٩١١ هـ) آن پژوهشگر بزرگ و تاريخ نگار سترگ، در كتاب «مسند فاطمه» همان روايتى


[١] الاعلام: ١ / ١٦٥ .
[٢] نهاية الارب فى فنون الادب: ١٩ / ٤٠، چاپ قاهره ١٣٩٥ هـ .