ياس در آتش - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٦

نه به هستى شان نياز داشت و نه به صورت بخشى شان. جز تثبيت حكمت خويش و هشيارى خلايق بر طاعت بيش و نماياندن توان و قدرت و فراخواندن مردمان به طاعت و عزّت بخشيدن به دعوت. آنگاه در برابر فرمانبردارى مردمان پاداش و ثواب و دربرابر نافرمانيشان جزا و عقاب تعيين نموده تا آفريدگانش از خشم و عقاب به جانب بهشت فردوس او شتاب گيرند.

گواهى مى دهم كه پدرم بنده و فرستاده اوست كه پيش از رسالتش برگزيد و پيش از آفريدنش ناميد و پيش از بعثتش به پيامبرى برگزيد. از آن هنگام كه خلايق در جهان غيب نهان و با خاستگاه هاى سرزمين نيستى هم عنان بودند.

و اين به دليل دانش حضرت پروردگار به پايان كار و احاطه وى به پديده هاى روزگار و شناسايى جايگاه تقديرات بود. او را بر انگيخت تا كار خويش را به پايان برد و حكم قطعى خود را امضاء و تقديرات را اجراكند. پس پيامبر ديد مردمان هر گروه بر آيينى و هر فرقه بر دينى اند در برابر آتش ها فرو افتاده و در مقابل بتان سر بر زمين نهاده و با اينكه خداى را مى شناسند وجود او را انكار مى نمايند.

پس خداوندگار به وسيله محمّد تاريكيهايشان را روشن ساخت، پرده از دل ها و غبار از چشمانشان برداشت و به راهنمائيشان همت گماشت از كورى (دل) نجاتشان داد و به سوى