ياس در آتش - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٧
مرا به پيامبرى برگزيد و مرا بر تمامى آفريدگان برترى بخشيد من و اينان گرامى ترين آفريدگان در نزد خداى عزوجل هستيم و روى زمين هيچ موجودى دوست داشتنى ترين از اينان در نزد من نيست... تا آنجا كه فرمود: و اما دخترم فاطمه سرور زنان عالم از آغازين تا واپسين ايشان است و او پاره تن من و روشنايى چشم من است او ميوه دل من و روح در تن من است.
فاطمه حوريه انسان نماست هر گاه در محرابش پيش روى حضرت كردگار به نماز قامت مى افرازد نور رخساره اش براى فرشتگان آسمان پرتو افشانى مى كند ; همچنان كه نور ستارگان زمينيان را پرتو مى افشانند. خداى عزوجل به فرشتگان مى گويد:
«فرشتگانم! به بنده ام فاطمه سرور زنان، كه اينك پيش رويم ايستاده و از خوف من بدنش به لرزه افتاده و با دلش به عبادتم قامت افراشته نظر افكنيد. شما را گواه مى گيرم كه من شيعيان او را از آتش، امان بخشيدم».
و من هرگاه فاطمه را مى نگرم به ياد حوادث تلخى مى افتم كه پس از من بر او وارد خواهد آمد. گويى مى بينمش كه شخص فرومايه اى به خانه اش وارد گشته، حرمتش را شكسته، حقش را ربوده و ارثش را تصاحب