ياس در آتش - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٩
جريحه دار نمودند و به جاى صلح و صفا در جامعه اسلامى اين نعره هاى فرقه اى را در بوق كرده و موجب جدايى در ميان فرق مسلمانان مى شوند و مى پندارند كه كار نيكو انجام مى دهند... تا آنجا كه مى گويد:
اين افراد تا آن اندازه در ثنا و ستايش اين مرد و قصيده اش مبالغه و زياده روى نموده اند كه گويى دانش فراگير يا ديدگاه نيكوى نو و تازه اى براى مردم يا فضيلت و ويژگى والا و منحصر به فردى براى «عمر» آورده كه موجب شادمانى امت اسلام و پيامبر والا مقام گرديده است.
پس بايد به پيامبر، بسى مژده داد كه نه پاره تن او فاطمه در نزد گوينده اين گونه سخنان ارزش و حرمتى دارد، و نه خانه فاطمه، مكانى است كه خداوند ساكنانش را پاك فرموده و از دست او (شاعر نيل) و از سوزاندن آن خانه بر سر ساكنانش مصونيت بخشيده است. پس آفرين بر انتخابى كه چنين شأن و مقامى دارد و مرحبا به بيعتى كه با اين تهديدها، فرجام و با آن رسوايى ها انجام پذيرفت...[١]
[١] الغدير: ٧ / ٨٦ ـ ٨٧ .