ياس در آتش - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥١
هنگامى كه مردم با ابو بكر بيعت مى كردند على و زبير به حضور فاطمه آمده و در اين باره با او به شور نشستند، و از انجام بيعت خوددارى نمودند. اين خبر به عمر رسيد و او به آنجا آمد و گفت: اى دخت رسول خدا هيچ كس نزد ما گرامى تر از پدرت نبود و پس از او هيچ كس گرامى تر از تو در نزد ما نيست. خبر يافته ام كه اين چند تن در خانه تواند. اگر اين خبر راست باشد هر آينه چنين و چنان خواهم كرد. سپس بيرون آمد.
فاطمه به آنها گفت: عمر بدينجا آمده و سوگند خورده كه اگر ديگر بار اينجاگرد آييد چنين و چنان خواهد كرد و سوگند به خدا كه او به سوگندش عمل خواهد نمود .[١]
«ابو عمر و ابن عبدالبر» ديگر در اينجا صراحت سخن عمر را ياد آور نشده است. او فقط گفته كه عمر گفت: هر آينه چنين و چنان خواهم كرد. در حالكيه پيش از اين در روايت «بلاذرى» و «طبرى» صراحت كلام عمر را ديديم. (كه او تهديد به آتش زدن در خانه نمود).
شايد اين مورخ ديده كه جايى براى نقل گفته عمر وجود ندارد.
[١] استيعاب: ٣ / ٩٧٥، تحقيق على محمّد بجاوى، چاپ قاهره.