ياس در آتش - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٧

عمر بن خطاب به سوى منزل على آمد. در آن جا طلحه و زبير و گروهى از مهاجران بودند. عمر صدا زد: براى بيعت از خانه بيرون آييد و گرنه به خدا سوگند خانه را بر سرتان آتش مى زنم.

زبير شمشير به دست از خانه برون آمد. پايش لغزيد و شمشير از دستش فرو افتاد. بر او هجوم آورده و او را برگرفتند.[١]

اين قسمت از تاريخ اسلام گوياى آن است كه بيعت گرفتن براى خليفه به جبر و زور بوده است. وهركس از بيعت سرپيچى مى نموده با تهديدهاى گوناگون از قبيل آتش زدن و تخريب خانه مواجه مى شده است.

در امامت و وثاقت نويسنده كتاب (طبرى) هيچ ترديدى وجود ندارد.

ذهبى او را با اين تعبيرات معرفى كرده است:

«امام والاقدر، مفسر، صاحب تأليفات ژرف، موثق، راستگو».[٢]

(رجال واقع در سلسله سند حديث نيز افراد برجسته و مورد


[١] تاريخ طبرى: ٢ / ٤٤٣ ـ چاپ بيروت.
[٢] ميزان اعتدال: ٤ / ٤٩٨، شماره ٧٣٠٦ .