ياس در آتش
(١)
٧ ص
(٢)
٩ ص
(٣)
١٥ ص
(٤)
١٥ ص
(٥)
١٩ ص
(٦)
٢١ ص
(٧)
٢٣ ص
(٨)
٢٥ ص
(٩)
٦ ص
(١٠)
٣٢ ص
(١١)
٢٣٥ ص
(١٢)
٤١ ص
(١٣)
٤٤ ص
(١٤)
٤٦ ص
(١٥)
٤٩ ص
(١٦)
٥٠ ص
(١٧)
٥٢ ص
(١٨)
٥٢ ص
(١٩)
٥٣ ص
(٢٠)
٥٤ ص
(٢١)
٥٥ ص
(٢٢)
٥٦ ص
(٢٣)
٥٧ ص
(٢٤)
٦٠ ص
(٢٥)
٦٥ ص
(٢٦)
٦٦ ص
(٢٧)
٦٨ ص
(٢٨)
٧٠ ص
(٢٩)
٧١ ص
(٣٠)
٧٢ ص
(٣١)
٧٣ ص
(٣٢)
٧٤ ص
(٣٣)
٧٤ ص
(٣٤)
٧٦ ص
(٣٥)
٧٨ ص
(٣٦)
٧٨ ص
(٣٧)
٧٩ ص
(٣٨)
٨٠ ص
(٣٩)
٨٠ ص
(٤٠)
٨٥ ص
(٤١)
٨٧ ص
(٤٢)
٨٨ ص
(٤٣)
٩٠ ص
(٤٤)
٩٠ ص
(٤٥)
٩١ ص
(٤٦)
٩١ ص
(٤٧)
٩٤ ص
(٤٨)
٩٤ ص
(٤٩)
١٠٩ ص
(٥٠)
١٠٩ ص
(٥١)
١١١ ص
(٥٢)
١١١ ص
(٥٣)
١١٣ ص
(٥٤)
١١٣ ص
(٥٥)
١١٧ ص
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
ياس در آتش - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢
استدلال به اين روايت در گرو وثاقت مؤلف كتاب (بلاذرى) و راويان آن است. «ذهبى» در كتاب «تذكرة الحفاظ» به نقل از «حاكم» مى گويد:
بلاذرى يگانه دوران خودش در حفظ احاديث بود. ابو على حافظ و ديگر مشايخ و اساتيد ما در مجلس وعظ او حضور مى يافتند و از بيان اسانيد وى لذت مى بردند و من هرگز نديدم كه ايشان پيرامون اسناد وى اشكال يا انتقادى نمايند .[١]
وى همچنين در كتاب «سير اعلام النبلاء» مى گويد: علامه، اديب، مصنف ابو بكر احمد بن يحيى بن جابر بغدادى بلاذرى نويسنده و صاحب «التاريخ الكبير» است.[٢]
«ابن كثير» در كتاب «البداية والنهاية» به نقل از ابن عساكر مى گويد: بلاذرى اديبى توانا بود. او كتاب هاى زيبايى را به رشته تحرير درآورده است.[٣]
[١] تذكرة الحفاظ: ٣ / ٨٩٢ شماره ٨٦٠ .
[٢] سير اعلام النبلاء: ١٣ / ١٦٣ شماره ٩٦ .
[٣] البداية والنهايه: ١١ / ٩٦، حوادث سال ٢٧٩ .
اما بررسى و شرح احوال راويان كه نامشان در سلسله سند اين روايت آمده: مدائنى ـ مسلمة بن محارب، سليمان بن طرخان و ابن عون.
مدائنى: نامش على بن محمّد، او الحسن مدائنى اخبارى است. او كتاب هاى متعددى را تأليف نموده و راويانى همچون زبير بن بكار، احمد بن زهير، و حارث بن ابى اسامه از او روايت كرده اند. ذهبى از يحيى نقل كرده كه وى گفت: مدائنى ثقه است، ثقه است، ثقه است. او در سال ٢٢٤ يا ٢٢٥ از دنيا رفت ـ ميزان الاعتدال: ٣ / ١٥٣ ـ شماره ترجمه ٩٢١.
مسلمة بن محارب: بخارى در تاريخ خود نام او را آورده است ـ تاريخ الكبير: ٧ / ٣٨٧ شماره ترجمه ١٦٨٥. اهل علم مى دانند كه عدم جرح روايان به وسيله «ابوزرعه»، «ابى حاتم» يا «بخارى» و سكوت ايشان گوياى توثيق آن راوى است. «حافظ ابن حجر» در كتاب «تعجيل المنفعه» اين روش را پياده كرده است. وى در جاهاى متعددى مى گويد: بخارى اين را نقل كرده و متعرض جرح راوى آن نشده است. ر. ك. قواعد فى علوم الحديث ٣٨٥ و ٤٠٣ و تعجيل المنفعه ٢١٩، ٢٢٣، ٢٢٥ و ٢٥٤ .
سليمان بن طرخان تيمى: وى از انس ابن مالك و طاووس و ديگران روايت كرده است. ربيع بن يحيى به نقل از سعيد مى گويد: كسى را راستگوتر از سليمان تيمى نديدم. و عبدالله بن احمد از قول پدرش مى گويد: او ثقه است. ابن معين و نسائى مى گويند: او ثقه است. عجلى مى گويد: ابن طرخان تابعى (نسل اول پس از پيامبر) است. او ثقه و از نيكان اهل بصره است. گفته هاى ديگرى نيز پيرامون توثيق وى وجود دارد. او در سال ٩٧ هـ از دنيا رفت. تهذيب التهذيب، ج ٤ / ٢٠١ ـ ٢٠٢ ـ شماره ترجمه ٣٤١ .
ابن عون: اوعون بن ارطبان مزنى بصرى است. «انس بن مالك» را ديدار كرده بود و در سال ١٥١ هـ از دنيا رفت. نسائى در كتاب «الكنى» مى گويد: او ثقه و امين است. و در جاى ديگرى مى گويد: او ثقه و داراى ثبات است. «ابن حيان» در «الثقات» مى گويد: او در عبادت و فضيلت و پارسايى و پايدارى در سنت و سختگيرى با بدعت گذاران از بزرگان زمانه خويش بود. تهذيب التهذيب: ٥ / ٣٤٦ ـ ٣٤٨، شماره ترجمه ٦٠٠ .
با بررسى شرح حال مؤلف (در متن) و راويان حديث در سلسله سند آن روشن شد كه سند اين حديث و نيز اصل روايت صحيح است. تمامى راويان آن مورد وثوق اند و همين امر براى صحت روايت كافى است .