ياس در آتش - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨
روان شدند. ديدند كه سعد بر فرشى برنشسته و بر بالشى تكيه زده و مشغول سخن گفتن است. عمر، خواست شروع به سخن گفتن نمايد، اما ابو بكر او را بازداشت و خود سخن گفتن را آغازيد:
«ما مهاجران پيش از ديگران اسلام آورديم. حسب و نسبمان از همه برتر است. به رسول خدا نزديك تريم. و شما برادران مسلمان و شركاى دينى ما هستيد بافدا كارى ما را يارى نموديد. خدايتان پاداش نيكو دهاد. ما اميريم و شما وزير» .[١]
با اينكه سعد بن عباده و ابو بكر هر دو سخنرانى كردند و هر يك فضائل وويژگى هاى خود را برشمردند، اما سؤال اينجاست كه چرا در پايان قرعه به نام ابو بكر در آمد؟!
پاسخ اين است كه «بشير بن سعد» پسر عموى سعد بن عباده بر وى رشك برد و حسد ورزيد و ديد كه سعد در يك قدمى جلوس بر مسند خلافت و رياست است لذا در گفتارى جانشينى پيامبر را شايسته مهاجرين دانست و از انصار تقاضا كرد كه خلافت را رها كنند وگفت:
«آى گروه انصار، به خدا سوگند گرچه ما در ستيزه با مشركان و پذيرش دين مبين اسلام از فضيلت بيشترى برخورداريم اما اين كار ما تنها براى رضاى خداوند و
[١] عقد الفريد: ٤ / ٨٦، از منشورات دار و مكتبة الهلال بيروت.