ياس در آتش - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٧
آسايى عادت نموديد و از تنگنا به فراخناكى رسيده ايد .
آنچه را كه حفظ كرده بوديد بيرون انداختيد و آنچه فرو داده بوديد از حلقوم بر آورديد. «و اگر همه شما و تمام ساكنان زمين كافر گردند، خداى تعالى بى نياز از همگان است».[١]
بازدانيد كه گفتنى ها را گفتم با آنكه مى دانم سستى و پستى در درون شما لانه گزيده و خيانت و مكارى با خون و پوستتان يكى گرديده. اما اين ها جوشى از دل اندوهگين و خروشى از سينه سنگين است كه توان تحمل آن را نداشته و سينه ام از آن درد به تنگ آمده. اينك افسار شتر خلافت را بگيريد اما بدانيد كه كوهان اين شتر زخمدار و پاى آن تاول زده و سوراخ است.
ننگ آن پيوسته و جاودان است و از خشم خدايش نشان است. هر آنكه آن را بگيرد فردا در آتش فروزان خداوند فرو خواهد افتاد. كارتان پيش روى خداست و «به زودى ستمكاران خواهند دانست كه به كدام جايگاه باز خواهند گشت»[٢] و من دختر آن كسى هستم كه شما را از عذاب دردناك پيش روى، بيم داده.
پس هر آنچه در توان داريد انجام دهيد كه ما چنين ميكنيم و شما منتظر بمانيد و ما نيز منتظر خواهيم ماند.
[١] ابراهيم: ٨ .
[٢] شعرا: ٢٢٧ .