ياس در آتش - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٣

«سليمان از داود ارث برد».[١] و در داستان يحيى و زكريا مى گويد: «زكريا عرضه داشت: پروردگارا به من فرزندى عنايت فرما تا از من و آل يعقوب ارث ببرد»[٢] و مى گويد: «در قرآن خويشاوندان براى ارث بردن به يكديگر نزديك ترن».[٣]

و نيز: «خداوند درباره فرزندان به شما وصيت مى كند كه براى پسر دو برابر بهره دختر است».[٤]

و نيز: «گاه فرارسيدن مرگ يكى از شماها، لازم است وصيت كنيد براى پدر و مادر و نزديكان. حقى است بر دوش تقوى پيشه گان» .[٥]

شما مى پنداريد من بهره اى ندارم و از پدرم ارث نمى برم. آيا اين آيه مخصوص شماست و پدر مرا شامل نمى شود يا اينكه مى گوييد اهل دو ملت (و دين) از يكديگر ارث نمى برند و من و پدرم دو كيش جداى از هم داريم؟ يا آنكه شما قرآن را بهتر از پدر و پسر عمويم مى دانيد؟ اينك اين تو و اين شتر (خلافت) لگام زده و آماده سوارى، برگير و ببر. ديدار به هنگامه رستاخيز. چه خوب داورى است كردگار و چه نيك وعده گاهى است


[١] نمل: ١٦.
[٢] مريم: ٥ ـ ٦ .
[٣] انفال: ٧٥ .
[٤] نساء: ١١.
[٥] بقره: ١٨٠ .