ياس در آتش - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠١

پيامبرش برگزيد. خارهاى دوروئيتان از اندرونتان سر برون زد. لباس دين فرسوده و خموشى گمراهان به گويايى بدل گرديده و فرومايگان منزلت يافتند.

شيطان از مخفى گاه سر برون آورد و آوايتان زد و ديد كه شما ندايش را پاسخگوييد و مهياى فريب خوردن اوييد. بر آن شد از جا برانگيزدتان، و ديد كه سبكبار به پا خاستيد و گرفتارتان كند (شما را به خشم آورد) ديد زود شعله ور مى شويد. پس شما بر اشترى داغ نهاديد كه از آنتان نبود و بر آبشخورى وارد آمديد كه هيچ سهمى از آن نداشتيد. در حاليكه چندى از مرگ پيامبرتان نگذشته آتش سينه ما خاموش نگشته و پيامبر به خاك نرفته بود. براى توجيه كار خود گفتيد، از فتنه هراسمان بود. «بدانيد كه اينك به گرداب فتنه فرو افتاده و به راستى كه جهنم كافران را در محاصره مى گيرد».[١]

اين كار از شما دور مى نمود. چگونه چنين كرديد. به كجا مى رويد حاليكه كتاب خدا پيش روى شماست مطالبش پيدا و احكامش هويداست. نشانى هايش آشكار و نواحى و اوامرش برقرار، اما شما آن را پشت سر انداخته ايد. آبا بدان بى ميل شده ايد يا به غير قرآن حكم ميكنيد. براى ستم كاران بد جانشينى است و «هركه جز اسلام دينى را بگزيند از او پذيرفته نمى شود و در سراى


[١] توبه: ٤٩ .