ياس در آتش - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٠

جرعه آبى (قابل خوردن براى همگان) و هر كسى در شما طمع مىورزيد. آتش پاره اىبوديد كه به زودى به خموشى و سردى مى گراييد. لگد مال و به پا افتاده روندگان بوديد. از آب هاى بد بوى پلشت مى نوشيديد و از پوست چارپايان و برگ درختان غذا تهيه مى نموديد. خوار بوديد و بى مقدار هميشه هراسناك از هجوم اين و آن و درمانده از كار. پس از اين روزگار، حضرت كردگار شما را به وسيله پدرم محمّد نجات بخشيد. پس از آن بلاهايى كه از دست پهلوانان و گرگان عرب و سركشان ديگر كشيد. هرگاه آتش جنگ را بر مى افروختيد آن را خاموش مى نمود يا هرگاه شيطان، شاخ بر مى آورد يا اژدهاى مشركان گام مى گشود، او، برادرش على را در اندرون آن رهنمون مى ساخت و او تا پشت و صورت آنها را به خاك نمى ماليد و آتش آنها را به آب شمشير خويش خاموش نمى كرد باز نمى گشت. در راه خدا مى كوشيد و در كار خدا مى جوشيد. نزديك به رسول خدا، سرورى از دوستان خدا، پيوسته پر تلاش، پايدار، اندرزگوى، استوار، در راه خدا بى پروا از سرزنش ملامتگر بود. اما شماها در آن روزگار در كمال سر خوشى زندگى را گذرانديد و آرام و در امان زيستيد و چشم به ره و گوش به خبر مانديد كه كى چرخ روزگار بر خلاف، گردش را بياغازد. به گاه جدال گريزان بوديد و در آوردگاه ها رو به پشت شتابان، تا اينكه خداوند خانه پيامبران و منزلگاه برگزيدگان را براى