تفسيراحسنالحديث - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٤٤ - کلمهها
کلمهها
خصیم: کثیر المخاصه. منظور از آن در آیه مدافع و طرفگیر است.
یختانون: اختنان: خیانت کردن. «یختانون» خیانت میکنند.
خوان: خائن: خیانت کننده. خوان: بسیار خیانت کننده (صیغه مبالغه) اثیما: اثم: گناه. آثم: گناهکار. اثیم: پیوسته گناهکار (گناه پیشه).
یستخفون: خفاء: پنهانی. استخفاء: پنهان کردن «یستخفون» یعنی پنهان میکنند.
یبیتون: بیت: مسکن. تبییت: انجام دادن کار در وقت شب «یبیتون» یعنی در وقت شب میسازند (وقتی که مردم در بیوت خود هستند).
محیط: حوط: فرا گرفتن. احاطه فرا گرفتن و حفظ است. محیط فرا گیرنده و نگهدارنده.
جادلتم: جدال: منازعه و مخاصمه. مراد از آن در آیه دفاع کردن است.
یرم: رمی به معنی انداختن و نیز به معنی نسبت دادن چیزی بدیگری است مراد از آن در آیه معنای دوم است.
بریء: برء: کنار شدن و خلاص شدن. بریء: کسی که از نسبت بد بر کنار است (بیگناه).
بهتان: بهت: تحیر. بهتان: دروغی که شخص را متحیر میکند (دروغ بهت آور).
نجوی: آهسته گفتن. سخن آهسته و سری. اسم و مصدر هر دو آمده است.
مرضاة: رضا، رضوان و مرضاة: خوشنودی. این کلمه مفرد است نه جمع.
یشاقق: شقاق: جدایی و مخالفت وَ مَنْ یُشاقِقِ کسی که مخالف کند.
نوله ما تولی: یعنی ولی و سرپرست میکنیم او را به آنچه دوست دارد و پیروی میکند.