مديريت و فرماندهى در اسلام - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥١ - ١٠- تجربه و آزمودگى
و بالاترين دانشكدههاى مديريّت و فرماندهى را نيز بگذراند؛ مسلّماً چنين كسى نمىتواند به عنوان يك مدير يا فرمانده قوى و مطمئن عهدهدار مسؤوليّتهاى مهم شود؛ چرا كه قسمتهاى مهمّ اين برنامه را بايد به آزمايش و تجربه و كار فراگرفت.
در اينجا حديث مشهور جالبى داريم كه مىفرمايد: «هيچ پيامبرى مبعوث نشد مگر اين كه قبلًا يك دوره شبانى را گذرانده بود!»
(ما بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً إِلَّا وَقَدْ رَعَى الْغَنَمَ).
در حقيقت پيامبران بزرگ كه ضمن اداى رسالت خويش، گاه با افراد نادان سر و كار پيدا مىكنند؛ بايد يك دوران تجربى چوپانى را ببينند، تا براى نجات اين انسانها از چنگال گرگان، درس عملى و تجربى بياموزند.
مجدّداً تأكيد مىكنم كه اگر ضرورتى ايجاب كند كه در مدّت كوتاهى اين اصل كنار گذاشته شود (مثل ضرورت كمبود كادر متعهّد بعد از انقلاب عظيم اسلامى)؛ ولى بدون شك بايد در نخستين فرصت ممكن به اين اصل بازگشت شود و «تجربه و سابقه كار» را به عنوان يك «ارزش» در مسأله مديريّت و فرماندهى پذيرا شويم.
١١- شجاعت و قاطعيّت
گرچه شرايط مهمّ يك مدير و فرمانده و ارزشهاى لازم براى آنها منحصر به آنچه در اينجا آوردهايم نيست؛ ولى مىتوان گفت آنچه تا حال بيان شده عمدهترين اوصافى است كه بدون آن، لباس مديريّت و فرماندهى بر قامت كسى زيبا و رسا نيست؛ و شجاعت شرط ديگرى در اين سلسله، و از يك نظر اوّلين خصلت لازم براى احراز اين مقام است.
زيرا مديران و فرماندهان وظايفى دارند كه انجام صحيح آنها بدون بهرهگيرى از اين وصف ممكن نيست:
١- در مرحله تصميمگيرى اگر آنها ضعيف و جبان باشند، قادر بر يك تصميم صحيح