مديريت و فرماندهى در اسلام - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٣ - ١١- شجاعت و قاطعيّت
«الْعَجْزُ آفَةٌ وَالصَّبْرُ شَجاعَةٌ؛
عجز و ناتوانى آفتى است (براى اداره هر كار) و استقامت و شكيبائى نوعى شجاعت است.» [١]
و در اوصاف فرمانده نمونه در فرمان مالك اشتر، مخصوصاً روى مسأله «شجاعت» به عنوان يك خصلت خانوادگى آنها تأكيد و تكيه مىكند و مىفرمايد:
«ثُمَّ أَهْلِ النَّجْدَةِ وَالشَّجاعَةِ وَالسَّخاءِ وَالسَّماحَةِ»
حتى چنانكه قبلًا اشاره كرديم اين ويژگى بايد در «مشاوران» نيز وجود داشته باشد؛ هرگز نبايد مديران و فرماندهان، مشاوران خود را از ميان افراد ترسو و جبان انتخاب كنند كه از قاطعيّت آنها مىكاهند و در تصميم گيريها خلل وارد مىكنند.
فرمود: «لاتُدْخِلَنَّ فِي مَشُورَتِكَ ... جَباناً يُضْعِفُكَ عَنِ الْأُمُورِ؛ آدم ترسو را در مشورتت داخل نكن كه تو را در انجام كارها ناتوان مىسازد!» [٢]
يكى از مهمترين اوصاف انبياء شجاعت آنها بوده است كه نمونهاى از آن را در داستان ابراهيم خليل عليه السلام، قهرمان بت شكن، در قرآن مجيد مىخوانيم؛ و بيش از آن درباره شخص پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم است كه در سختترين حالات خوف انگيز مانند كوهى استوار در برابر همه توطئهها مىايستاد.
مخصوصاً اگر مدير يا فرماندهى بخواهد برنامههاى انقلابى اجرا كند، برنامههائى كه با وضع موجود جامعه هماهنگ نيست، و همچون شنا كردن بر خلاف مسير آب است، بدون داشتن اين صفت امكان پذير نخواهد بود.
١٢- عدالت و دادگرى
از مهمترين اوصافى كه در هر فرمانده و مدير نهايت لزوم را دارد، «پيراستگى از هر
[١]- نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره ٤.
[٢]- نهج البلاغه، نامه شماره ٥٣.