معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣٨
بوي اطلسيها
مؤمنی سمیه
زير تيغ
مثل هميشه در مسير برگشتم به خانه، رديف سنگفرشهاي قرمز پيادهرو را از جلوي پا ميگذراندم و بياعتنا به عبور رهگذران در افکار خودم بودم که يک جفت پا جلويم سبز شد! به آرامي سرم را بالا گرفتم و بيتفاوت مسيرم را کج کردم و از کنارش عبور کردم؛ ولي صدايي که حاکي از شگفتي بود، بلند خطابم کرد و گفت: «يعني اينقدر تغيير کردم که نشناختي؟»
به سمت صدا برگشتم و اين بار دقيقتر به صورتش خيره شدم و چهرهي آشنايي را که مدتها بود نديده بودمش در ميان کبوديهاي زير چشم و تورم صورت و چسبي که تو ذوق هر بينندهاي ميزد يافتم. بيمقدمه خودش را به آغوشم انداخت و بعد از سلام و احوالپرسي شروع به تشريح بلايي که سر خودش آورده بود کرد و من مبهوت چهرهاش فقط گوش ميکردم که ناگهان با سؤالش به خود آمدم؛ سؤالي که شايد اکثر کساني که مانند او فکر ميکنند از اطرافيانشان ميپرسند.
- حالا خوشگل شدم؟
بعد با نگاهي پرسشگر منتظر پاسخ بود و من هم که هنوز از ديدن ظاهر غيرطبيعياش شوکه بودم با دستپاچگي جواب دادم: «خُب، آره!» و ادامه دادم: «حالا وقتي وَرمَش خوابيد و چسبش رو برداشتي حتماً هموني هست که خودت ميخواستي، نه؟»
گفت: «معلومه، بايد شبيه همان مدلي بشه که براي دکترم بردم!»
وقتي تعجب من را نسبت به حرفش ديد، گفت: «من که خوبم، نميدوني مردم چه عملاي زيبايي که نميکنن!»
و بعد تعريف کرد از روزي که رفته بوده براي عمل بينيدختري را ديده که آمده بود براي عمل ليپوساکشن (برداشتن چربيهاي زايد) و چون پدرش رضايت نداشته خودش يک وام چند ميليوني ميگيرد و روز عمل پدرش را وادار ميکند تا برگهي عمل را امضا کند!
از کساني گفت که صرفاً به خاطر اينکه مد است آمده بودند براي عمل و خلاصه در تمام طول مسير گفت و گفت تا کار خودش را موجه جلوه بدهد و بعد از کلي صحبت، رضايت به خداحافظي داد و رفت و من در اين فکر که حقيقتاً ملاک زيبايي براي افراد چيست؟ چهقدر ميتواند متفاوت باشد؟ آيا آگاهي و عدم آگاهي يا نوع فرهنگ ميتواند در اين مورد تأثيري داشته باشد؟
به ياد مقالهاي که مدتي پيش در اين زمينه خوانده بودم افتادم...
وقتي در حال ورق زدن روزنامه بودم، تيتري نظرم را جلب کرد که خبر ميداد کشور عزيزم نايل به کسب مقام اول در دنيا شده است. با شعف و غرور، ادامهي مطلب را که خواندم، لحظهاي نگذشت که حس اشتياقم به تأسف تبديل شد و به ياد شعار هميشگيام که «هر برتريني، بهترين نيست» افتادم؛ چرا که خبر حاکي از اين بود که ايران رتبهي اول را در جهان از نظر تعداد جراحي زيبايي بيني دارد و بعد از آن کشورهاي آمريکا، انگلستان و تا حدي فرانسه، در رديفهاي بعدي قرار دارند.
با يک حساب سر انگشتي,کساني که از دور و نزديک ميشناختم که اين عمل را انجام داده بودند، شمردم و به اين نتيجه رسيدم که ميتواند آمار صحيح و قابل تأملي باشد؛ چون هر کدام از ما در افراد نزديکمان چند نفر سراغ داشته باشيم، شايد انصافاً رتبهي اول تنها برازندهي کشور عزيزمان باشد!
در اين شماره علاوه بر اينکه ميخواهم دربارهي اينگونه عملهاي زيبايي صحبت کنم، همراه با هم بررسي ميکنيم که:
اصولاً دلايل انجام اين عمل و ساير عملهاي زيبايي از طرف افراد چيست؟
چند درصد اين عملها را ميتوان جزو عملهاي زيبايي برشمرد؟
آيا اين افراد بعد از انجام عملهاي زيبايي، به ظاهري که دلخواهشان هست ميرسند يا خير؟
و...
سابقهي جراحي پلاستيک و ترميمي در متون پزشکي به قبل از ميلاد مسيح بازميگردد و اولين جراحي زيبايي در ايران به معناي امروزي آن در سال ١٣٠٧ در يکي از بيمارستانهاي تهران انجام شد که با اين حساب از عمر جراحي پلاستيک در ايران حدود ٨٤ سال ميگذرد. هر چهقدر اين نوع جراحي در سالهاي اوليهاش مهجور بوده، سالهاي اخير رشد سرسامآوري داشته است و آنچه حساسيت موضوع را بيشتر ميکند، گرايش زنان جوان و دختران نوجوان و حتي مردان در اين زمينه است. اين جراحيها در بين پزشکان غيرمتخصص و حتي گاهي غير پزشکان، به وسيلهاي براي کسب درآمد بيشتر تبديل شده است و فجايع مرگباري را براي جامعه در پي داشته است؛ چون با توجه به گزارش خبرنگار سايت پزشکان بدون مرز، در حال حاضر ٨٠٠ متخصص ترميمي در سطح کشور به عمل زيبايي ميپردازند و اين در حالي است که عبدالمجيد کلانتر هرمز، رييس انجمن جراحان پلاستيک کشور، تعداد جراحان فوقتخصص جراحي پلاستيک در ايران را ١٥٠ نفر اعلام کرده و خاطرنشان ميکند که در سال، سه تا چهار مورد جراحي زيبايي منجر به فوت داريم که اين جراحيها توسط جراحان غيرپلاستيک صورت ميگيرد.
دکتر ايرج خسرونيا، رييس انجمن پزشکان متخصص کشور معتقد است: تعداد کساني که به اسم متخصص عمل ميکنند ده برابر بيشتر از جراحان پلاستيک واقعي است و تعداد جراحان متخصص پلاستيک به مراتب پايينتر از جراحاني است که اقدام به جراحيهاي زيبايي ميکنند و علت اينکه آمار دقيقي از قربانيان عمل زيبايي وجود ندارد اين است که در جراحيهاي پلاستيک، بيمار را به اسم ديگري به اتاق عمل ميبرند؛ به طوري که متقاضي عمل ليپوساکشن به اسم عمل ريه پذيرفته ميشود.
دکتر محسن نراقي، عضو آکادمي جراحان پلاستيک صورت اروپا، با اشاره به عامل فوت متقاضيان زيبايي در ايران ميگويد: «بيشتر فوتها در جراحيهاي زيبايي به علت حساسيتهاي بيهوشي است.» او ميافزايد: «مادهي بيهوشي «هالوتان» که چند سالي است در آمريکا و اروپا از رده خارج شده، هنوز در جراحيهاي زيبايي در کشور ما مورد استفاده قرار ميگيرد، هر چند وزارت بهداشت موارد استفادهي آن را محدود کرده است.»
علاوه بر جراحي زيبايي بيني که در ايران صدر نشين بقيهي عملهاي زيبايي است، بعد از آن ميتوان به تزريق گونه، لب و جراحي اندام مانند ليپوساکشن و در آخر هم، کشيدن ابرو و صورت و تراشيدن صورت اشاره کرد.
آنچه از نظر روانشناسان در اين زمينه قابل تأمل است سن متقاضيان جراحي زيبايي بيني است که به ١٤ سال در پسران و ١٥ سال در دختران کاهش پيدا کرده است.
دلايل اين گونه عملها به اعتقاد روانشناسان
عدم اعتماد به نفس: از جمله مشکلات دختران ايراني، عدم اعتماد به نفس است که بيکاري و بيهدف زندگي کردن به اين مشکل ميافزايد. مدتهاست که عملهاي زيبايي در ايران و در بين دخترها باب شده است و به نظر ميرسد حدود ١٥ درصد از مردان و ٩٠ درصد از زنان از ظاهر مادرزادي خود راضي نيستند. دکتر مجيد ابهري، متخصص علوم رفتاري، براساس پژوهشي که به تازگي انجام شده دليل اصلي اين اقدامات را «توهم خود زشت پنداري» اعلام کرده و گفته است: «تنها ٢٠ درصد از جراحيهاي زيبايي جنبهي درماني و ضروري دارند و ٨٠ درصد آنها غيرضروري و تشريفاتي است.» اين در حالي است که ٨٥ درصد از جراحيکنندگان زيبايي از چهرهي بعد از عمل خود رضايت ندارند و نه تنها اعتماد به نفسشان افزايش نمييابد، بلکه دچار سرخوردگي هم ميشود به عقيدهي دکتر مصطفي تبريزي، متخصص روانشناسي، کاهش سن عمل زيبايي در کشور نشاندهندهي اين است که فرد به انجام عملي تصميم ميگيرد که هنوز آگاهي و شناخت کافي از اين موضوع و پيآمدهاي ناشي از آن ندارند.
تقليد و چشم و همچشمي: گاهي بيماراني نيز هستند که بدون داشتن نقصي در بيني خود و براي به اصطلاح عقب نيفتادن از قافله، خود را به تيغ جراح ميسپارند. از سوي ديگر توجه به ظاهر و صورت در خانمها بيشتر از گذشته رواج پيدا کرده و خانمها تصور ميکنند با تغيير ظاهر خود در جامعه با اقبال بيشتري روبهرو ميشوند؛ بنابراين به زيبايي بيني خود بيش از حد توجه ميکنند و به آن اهميت ميدهند. دکتر محمدحسن آموزگار، جراح زيبايي و ترميمي، ميگويد: «افرادي که نوع خاصي از بيني را دوست دارند و از جراح ميخواهند بينيشان را شبيه فلان هنرپيشه درآورد بيگمان مشکل رواني دارند؛ چرا که هر فردي اسکلت صورت منحصر به فردي دارد و جراح فقط ميتواند ايراداتي را که در بيني وجود دارد برطرف کند و اگر جراحي خطا کند و چنين فردي را جراحي کند، بدون شک نخواهد توانست او را پس از عمل راضي کند و اغلب آنها با اصرار و اعلام نارضايتي از عمل اول، چندين بار دست به عمل جراحي ميزنند و هيچوقت از نتيجهي عمل قبلي خود راضي نيستند؛ چون به نظر متخصصان علوم رفتاري، افراد و شخصيتهاي کمالگرا بيشترين متقاضيان اعمال جراحي زيبايي بيني هستند که بخش عمدهاي از نارضايتي پس از عمل جراحي مربوط به اين افراد است.»
نياز به توجه: روانشناسان معتقدند که گسترش نامطلوب جراحيهاي زيبايي در يک جامعه از انگيزههاي شناختي و عاطفي افراد نشأت ميگيرد؛ به طوري که نيازهاي عاطفي جوانان بهويژه نياز به مورد توجه قرار گرفتن به وسيلهي جامعه از انگيزههاي اصلي کسب زيبايي تصنعي است. از طرفي، گروههاي مرجع نتوانستند جوانان را در شناخت هويت خود ياري کنند. به اين ترتيب ظاهريترين لايهي هويت هر فرد چنان برجسته ميشود که ديگر ابعاد وجودياش را به حاشيه ميراند.
فرهنگ حاکم بر جامعه: به نظر جامعهشناسان، فرهنگ حاکم بر جامعه ميتواند دليل مؤثري بر افزايش اينگونه عملها باشد. آنان معتقدند در جامعهي ما که فرهنگي سنتي دارد و معمولاً مادران براي پسرانشان عروس انتخاب ميکنند، اغلب معيارهايي چون زيبايي بسيار مهم است؛ بنابراين دختران براي اينکه بتوانند در اين زمينه عاري از مشکل باشند اقدام به انواع جراحي ميکنند. اين جامعهشناسان معتقدند اين آمار نه تنها در کشور ما بلکه در همهي کشورهاي سنتي که خانواده در ازدواج جوانها نقش مهمي دارند بسيار زياد است و از آنجا که کشور ما نيز بالاي ٦٠ درصد از جمعيتش را جوانان تشکيل ميدهد بهطور طبيعي آمار بالاتر از حد معمول است. علاوه بر آن جامعهشناسان، با تأکيد بر مؤثر بودن فرهنگ جامعه، معتقدند بيشتر افرادي که عمل جراحي زيبايي انجام ميدهند از قشر فرهنگي جامعه محسوب نميشوند؛ يعني يا جزو اقشار پردرآمد و مرفه جامعه هستند يا کمدرآمد و کمسواد، و قشر متوسط که شامل دانشگاهيان و قشر فرهنگي جامعه هستند کمتر به سمت عمل جراحي و مراکز زيبايي ميروند و علت اين مسئله نوع نگاه اين اقشار به زندگي است.
افرادي که درآمد بالايي دارند براي اينکه پرداخت هزينه براي زيبا شدن برايشان چندان مهم نيست و سبک زندگي اشرافي آنان را به سمت عملهاي زيبايي سوق ميدهد و قشر ضعيف جامعه نيز به دليل اينکه خود را بسيار حقير احساس ميکند براي اينکه بتواند به آرزوهاي خود برسند و خود را مانند الگوهايشان و يا بهتر بگويم مدلهايشان ببينند، به سمت اين عملها ميروند؛ اما اقشار متوسط جامعه از آنجايي که احساس رضايت در خود را از طريق پيشرفتهاي اجتماعي و مدارج علمي بالا ميبينند، کمتر به ظاهر خود به عنوان يک دغدغه توجه ميکنند.
منابع:
روزنامهها: خراسان و جام جم
سايت و وبلاگ:
www.drdarabi.blogfa.com www.isa.org.ir
www.pezeshk.us
www.jahannews.com