معارف اسلامی

معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٢

پيمانه‌ي مي
رحیمی مهدی


دستي به هوا رفت و دو پيمانه به هم خورد
در لحظه‌ي «مي» نظم دو تا شانه به هم خورد
دستور رسيد از ته مجلس به تسلسل
پيمانه‌ي «مي» تا سر ميخانه به هم خورد
دستي به هوا رفت و به تأييد همان دست
دست همه‌ي قوم صميمانه به هم خورد
«لبيک علي» قطره‌ي باران به زمين ريخت
«لبيک علي» نور و تن دانه به هم خورد
يک روز گذشت و شب مستي به سر آمد
يعني سر سنگ و سر ديوانه به هم خورد
پس باده پريد از سر مستان و پس از آن
بادي نوزيد و در يک خانه به هم خورد