معارف اسلامی

معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣٥

قورباغه‌ات را زير دندان‌هايت له کن
هاشمی سید ناصر

در اين روزگار پرهياهو و روزگار فريب و نيرنگ که هر کس فقط به دنبال کار خودش است و مال خودش، پيدا کردن راهنما کيميا شده است؛ کيميايي گران‌بها. شما ولي بسيار خوش‌شانس هستيد که اين کيميا را پيدا کرده‌ايد. بله، ما راه و روش زندگي واقعي را به شما مي‌آموزيم. با ما باشيد تا سعادت‌مند و بهروز باشيد.
* چگونه مي‌توان يک‌شبه پول‌دار شد؟
١- در ابتدا بايد زور بزنيد که در يک خانواده‌ي پول‌دار به دنيا بياييد که ديگر احتياجي به تلاش و کوشش نداشته و فکر حلال و حرام هم نباشيد.
٢- اگر مثل بنده بخت با شما يار نبود، يا زور زديد و نشد، راه دوم را امتحان کنيد. راه دوم اين است که شغل آبرومندي را انتخاب کنيد. شغلي که تويش پول باشد. مثلاً مي‌توانيد: اختلاس‌گر باشيد، يا غارتگر بيت‌المال يا زمين‌خوار، يا خلاصه هر شغل آبرومند ديگري که فکر مي‌کنيد به پول مي‌رسيد. اين شغل‌ها تازه مُد شده و خيلي هم نو و مناسب است؛ خصوصاً براي شما جوانان مدگرا.
٣- راه ديگر اين‌که يک تعاوني مسکن راه بيندازيد و پول مردم بيچاره و بدبخت را بالا بکشيد و يک آب خوردن هم رويش. هر چند کمي از مُد افتاده و خيلي مشتري ندارد، باز هم بدبخت‌هايي پيدا مي‌شوند که پول‌شان را به شما بسپارند.
٤- چند راه هم وجود دارد که ما هنوز بلد نيستيم. آن‌ها را هم امتحان کنيد.
٥- چندين روش هم وجود دارد که ما روي‌مان نمي‌شود بگوييم. آن‌ها را هم خودتان پيدا کنيد و امتحان کنيد.
٦- اگر روش‌هاي بالا را امتحان کرديد و نشد، خيلي بي‌عرضه هستيد. بياييد مثل بچه‌ي آدم برويد کارمند شويد تا هم غُرغُر زن‌تان را بشنويد و هم خواب مسافرت، زندگي خوب، LED و ماشين را ببينيد.
* تهاجم فرهنگي چيست و راه مبارزه با آن کدام است؟
١- تهاجم فرهنگي چيز خيلي عجيبي هم نيست. مثل همين هويج‌فرنگي و گوجه‌فرنگي خودمان است. در زمان قديم هم به اين‌ها مي‌گفتند هويج‌فرهنگي و گوجه‌فرهنگي و به مرور زمان، به اسم امروزي تبديل شده‌اند. تهاجم فرهنگي هم مثل همين هويج و گوجه‌ي خودمان است.
٢- تهاجم فرهنگي کلاً با اندازه کار دارد. گاهي کوتاه مي‌کند، گاهي بلند، گاهي تنگ مي‌کند و گاهي گشاد و بيش‌ترين اثر خود را هم روي مو، لباس و ناخن مي‌گذارد. هيچ کار اين تهاجم فرهنگي آدم‌وار نيست. کساني که تهاجم فرهنگي را به آغوش کشيده‌اند، يا موهاي خود را از تهِ ته مي‌تراشند يا مي‌گذارند آن‌قدر بلند مي‌شود که زمين را جارو کند. يا لباس‌شان آن‌قدر تنگ و کوتاه است که هيچ جاي‌شان را نمي‌پوشاند يا آن‌قدر گشاد است که به اندازه‌ي ده دست لباس فقط براي يک نفر استفاده شده است.
٣- همان‌طور که تهاجم فرهنگي، فرهنگي است، برخورد و مبارزه با اين تهاجم هم بايد فرهنگي باشد. با کساني که دچار اين تهاجم شده و به آن لبخند مي‌زنند، بايد با نرمي برخورد کرد؛ مثلاً: نصيحت کردن، کشيدن ناخن، و يا شکستن دندان در دهان. با اين روش‌هاي نرم و فرهنگي است که جوانان راه غيرتهاجم فرهنگي را با زبان خوش پيدا کرده و عاقبت به خير مي‌شوند.
* چگونه به يک مسافرت بدون دردسر برويم؟
١- اگر پول داريد و ماشين هم داريد، مثل بچه‌ي آدم برويد مسافرت و اين اراجيف بنده را هم مطالعه نکنيد که به هيچ وجه به دردتان نمي‌خورد.
٢- اگر پول و ماشين نداريد، مي‌توانيد از برادر، پدر، باجناق، برادرخانم و خلاصه از هر بدبختي که فکر مي‌کنيد ماشينش را به شما قرض مي‌دهد، بگيريد و به مسافرت برويد؛ ولي در اين روش، ممکن است روي‌تان به شدت هر چه تمام‌تر به زمين بخورد و خيط شويد که آن هم درمان دارد؛ درمانش بي‌خيالي است. چند بار که سنگ روي يخ شويد و محل نگذاريد، عادت مي‌کنيد و ديگر بهتان برنمي‌خورد. بايد دنده‌ي‌تان پهن شود.
٣- اگر ماشين و پول نداريد و آن‌قدر هم ارزش و اعتبار نداريد که کسي بهتان قرض بدهد، مي‌توانيد يک عدد بطري نوشابه‌ي خانواده پيدا کرده، آن را پر از آب کنيد، يک کتاني هم از جنس چيني بپوشيد، يک پارچه هم به کمرتان ببنديد و پاي پياده راه بيفتيد.
از آب بطري نوشابه براي خوردن، دستشويي و غيره، از پارچه‌ي دور کمرتان هم به عنوان زيرانداز يا روانداز و از کفش‌هاي‌تان هم به عنوان بالش استفاده کنيد. هرکس هم ازتان پرسيد چرا پياده؟ مثلاً بگوييد نذر کرده بودم اگر دانشگاه قبول شوم، پياده بروم دُبي!?

 

 

مصرف‌گرايي و سبک زندگي جديد
سودابه قيصري بهمند
يکي از خصيصه‌هاي بنيادين انسان، نيازمند بودن و بر همين اساس، مصرف‌کننده بودن است؛ اما امروز مصرف و نياز از هم فاصله گرفته‌اند و شکافي بين آن‌ها به‌وجود آمده است، به نحوي که ديگر مصرف انساني مطابق با نيازهاي انساني نيست؛ بلکه مصرف چيزي بيش از آن است و آن شکاف را مصرف‌گرايي پر کرده است. مصرف در پايان قرن بيستم به واقعيتي چند‌بُعدي تبديل شده که در کنار ابعاد و الزامات اقتصادي، معاني فرهنگي و الزامات اجتماعي بسيار با خود دارد.(موحد و همکاران:٧)
سبک زندگي
روش زندگي، امروزه با مفهومي به نام «سبک زندگي» شناخته مي‌شود. در ادبيات جديد جامعهشناسي فرهنگ و مطالعات فرهنگي، سبک زندگي اساساً امري متفاوت از فرهنگ (البته نه غيرمرتبط با آن) تعريف مي‌شود. اين تفکيک بيش از هر چيز به سبب نسبتي است که ميان مفهوم سبک زندگي با گسترش فرديت و اخلاق فردگرايانه در جامعه‌ي جديد برقرار مي‌شود.
آنتوني گيدنز معتقد است سبک‌هاي زندگي کردارهايي هستند که به جريان عادي زندگي روزمره تبديل شده‌اند، جريان‌هايي که در لباس پوشيدن، غذا خوردن، شيوه‌هاي رفتار و انتخاب محيط دلخواه براي ملاقات کردن ديگران جلوه مي‌کنند. (فاضلي: ٦٩)
بورديو در کتاب «تمايز» نظريه‌اي را در مورد پديده‌ي مصرف مطرح مي‌کند: «اقتصاد جديد طالب دنياي اجتماعي است که در آن مردم به همان اندازه که براساس ظرفيت‌شان در توليد ارزيابي مي‌شوند، بر حسب ظرفيت‌شان در مصرف نيز ارزيابي خواهند شد». (فاضلي: ٤٣)
ظهور جامعه‌ي مصرفي به واسطه‌ي فزوني کالاهاي مادي از يک سو و عموميت يافتن مصرف از سوي ديگر، به انتخابي شدن زندگي روزمره مي‌انجامد و همين امر نشان‌دهنده‌ي اهميت روزافزون سبک زندگي در جامعه‌ي معاصر است؛ سبک زندگي نتيجه‌ي همه‌ي گزينش‌ها، ترجيحات و رفتارهايي است که فرد در ارتباط با کالاهاي مادي و فرهنگي انجام مي‌دهد. هم‌چنين بصري شدن نشانه‌ها و نمادهاي منزلت در زندگي باعث مي‌شود که سبک زندگي با سبک‌بخشي و زيبايي‌شناختي کردن مصرف هم‌راه شود، لذا مصرف کالاها واجد معنايي فرهنگي و منزلتي به‌ويژه براي خانواده‌ها است.(رستگار: ١٠٣)
مصرف‌گرايي با نمادها و علايم خاص خود امروزه نمايان‌گر سبک زندگي، تمايلات، تفکرات و ايده‌آل‌ها و به مثابه‌ي بازنمايي‌کننده‌ي هويت عاملان آن، کارکردهاي جديدي يافته است. در عصر حاضر انسان‌ها تمايل دارند که کيستي خود را با کالاها و خدماتي که مصرف مي‌کنند و يا گوناگوني و تنوع مصرف، به خصوص مصرف کالاها يا خدماتي که نام و مارک مشهور دارند، معرفي کنند. [يعني دقيقاً «زياده‌خواهي و اسراف و ترک قناعت» و «دامن زدن به هوس‌ها» و نيز «فخرفروشي» که هر سه صفت، با اخلاق مطرح در اديان الهي و هم‌چنين با اصول حفظ طبيعت، ناسازگارند].
بر اساس يافته‌هاي مطالعاتي، شيوه‌هاي مصرف تنها به سليقه‌ها، علايق و توانايي‌ها و امکانات فردي وابسته نيست، بلکه ساختارمند و داراي الگويي است که هم شکل‌گيري آن تابعي از شرايط اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي يک جامعه است و هم تغييرات آن با توجه به تغيير شرايط فوق به وقوع مي‌پيوندد.(آلدرسون و همکاران: ١٦)
ورود عنصر تبليغات در رسانه‌هاي عمومي و ترويج به مصرف(که تضميني براي ادامه‌ي روند توليد است) از سويي و بالارفتن سطح رفاه در کشورهاي توسعه‌يافته، اغلب دولت‌ها را وارد چرخه‌ي رفاه و شهروندان را وارد بازار کالاهاي رقابتي و توليدات انبوه نظام سرمايه‌داري کرده است. امپرياليسمِ (تماميت‌خواهي) فرهنگي به ايجاد روابط مبتني بر فرودستي‌- فرادستي و وابستگي در سطح جهان ميان ثروت و قدرت کشورهاي پيش‌رفته‌ي سرمايه‌داري از يک طرف و کشورهاي بالنسبه توسعه نيافته و ناتوان از طرف ديگر مي‌انجامد. (فيسک، ١٣٨٥: ١٧٠)
شيوع مصرف‌گرايي در ايران
با آغاز قرن بيستم، ايران نيز به تدريج در معرض مصرف‌گرايي و مصرف مازاد بر نياز قرارگرفت. اوج مواجهه‌ي ايران با غرب در زمان رضاخان با پذيرش الگوهاي فرهنگي غرب ترويج شد و در مسير غربي‌سازي فرهنگي، کم‌ترين توجهي به هويت فرهنگي بومي نمي‌شد و در نتيجه، طغيان خواسته‌هاي هويت بومي با پشتوانه‌ي عظيم تاريخي در کشور بود. (زرومي: ٧٠) از اين زمان، رويارويي ايرانيان با غرب و مدرنيته و تلاش آنان براي جبران عقب‌ماندگي در حالي‌که يک سر آن به سوي استعمار غربي و کسب استقلال نشانه مي‌رفت و سر ديگر آن نيز به سوي اخذ تمدن غربي يا همان تجدد که درستي آن به علت تفوق غربيان، براي ايرانيان به اثبات رسيده بود آغاز شد.
زماني مصرف‌گرايي پديده‌اي مخصوص جوامع پيش‌رفته‌ي صنعتي و غرب بود، اما امروزه به مدد گسترش رسانه‌هاي ارتباط‌جمعي که در بيش‌تر جوامع در جهت منافع نظام سرمايه‌داري فعاليت مي‌کنند، اکنون پديده‌اي جهاني گشته است. رسانه‌هاي ارتباط‌جمعي امروزه نقش مهمي در شکل‌دادن به ارزش‌ها، نگرش‌ها و تمايلات مردم در جامعه‌ي معاصر دارند.
امروزه رسانه‌هاي غربي با معرفي ارزش‌هاي خود و با فروپاشاندن ارزش‌هاي سنتي و از بين بردن فرهنگ اصيل محلي ديگر جوامع، به اصطلاح خود به نوگرايي ياري مي‌رسانند. (مک کوايل: ١٤٨)
به ‌طور کلي بايد گفت بر طبق نظريات مصرف و سبک زندگي، افراد نيازمند به مصرف کالاهاي عمومي و اساسي هستند؛ اما در سال‌هاي بعد از پايان گرفتن جنگ و بهبود نسبي اوضاع اقتصادي، مصرف تظاهري و تجمل‌گرايي در ايران فزوني يافت. از سويي ديگر همواره بر طبق آمار با کاهش ارزش افزوده مواجه بوديم و رشد تورم نيز به ايجاد نابرابري منجر شده است. افراد براي تمايز بخشيدن به خود به مصرف بيش‌تر و رواج مدهاي رفتاري و پوششي براي نمايش خود در ميدان‌هاي اجتماعي دست زدند. با رشد طبقه‌ي متوسط جديد در اين دوران، مدگرايي، مصرف تظاهري و ارايه‌ي سبک‌هاي زندگي متفاوت و مدرن (سبک غربي زندگي) از پي‌آمدهاي زندگي شهري در حال گذار در ايران شد.

منابع:
١. زراء‌نژاد، منصور (١٣٨٢)؛ «تخمين تابع مصرف کالاهاي مصرفي در دو گروه خانوار شهري و روستايي ايران در ١٣٥٣-١٣٧٧»، فصل‌نامه‌ي پژوهش‌هاي اقتصادي ايران، شماره‌ي ١٦، صص٢٣-٤٦.
٢. رسولي، محمدرضا (١٣٨١)؛ «بررسي مؤلفه‌ي سبک زندگي در تبليغات تجاري تلويزيون»، تهران: مرکز تحقيقات صدا وسيما.
٣. فاضلي، محمد (١٣٨٢)؛ مصرف و سبک زندگي، قم: انتشارات صبح صادق.
٤. فيسک، جان )١٣٨٥)؛ مقدمه‌اي بر مطالعات ارتباطات، ترجمه‌ي جواهرساز، تهران: مرکز تحقيقات صداوسيما.
٥. مک‌کوايل، دنيس )١٣٨٥(؛ نظريه‌ي ارتباطات جمعي، ترجمه‌ي پرويز اجلالي، تهران: دفتر مطالعات و توسعه‌ي رسانه‌ها.
٦. موحد، مجيد و محمدتقي عباسي شوازي و ندا مرحمتي (١٣٨٩)؛ رسانه، جنسيت و مصرف‌گرايي، فصلنامه‌ي شوراي فرهنگي زنان، شماره‌ي ٤٧، صص٧-٤٠.
٧. رستگار، ياسر (١٣٨٦)؛ «بررسي جامعه‌شناختي عوامل مؤثر بر سبک زندگي جوانان»، پايان‌نامه‌ي کارشناسي ارشد جامعه‌شناسي، دانشکده‌ي ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان.
٨. آلدرسون و همکاران (٢٠٠٧)؛ «فرهنگ اجتماعي و مصرف در آمريکا»، ماه‌نامه‌ي تدبير، شماره‌ي ١٧٦.
٩. ولي‌پور زرومي، سيدحسين (١٣٨٣)؛ گفتمان امنيت ملّي در جمهوري اسلامي ايران، پژوهشگاه مطالعات راهبردي.