معارف اسلامی

معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣

چگونه عاشق نباشم تو را؟
احمدی دوستدار ساناز


«آسمان‌هاي هفت‌گانه و زمين و هر که در آن‌هاست، او را به پاکي مي‌ستايند و هيچ چيز نيست مگر آن‌که هم‌راه با ستايش، تسبيح او مي‌گويد؛ وليکن شما تسبيح آن‌ها را درنمي‌يابيد. همانا او بردبار و آمرزنده است.»
اسراء (١٧)، آيه‌ي ٤٤
نه من، که اين هفت آسمان ناپيدا، سر بر سجده‌ي تو نهاده‌اند. زمين بر حول تسبيح تو مي‌گردد و مدار به مدار عاشق‌تر مي‌شود.
مي‌گردد و فصل به فصل تو را مرور مي‌کند. تو را که بي‌نهايت محضي. تو را که زلال لم‌يزلي.
درخت‌ها به قد قامت عشق تو ايستاده‌اند تا آخر دنيا و دست‌هاشان پر از آواز دعاست.
وقتي باد در ميان برگ‌هاشان مي‌پيچد، عطر نام تو تمام کوچه را رنگ مي‌زند، و من که سال‌هاست فانوس به دست، کوچه به کوچه رد دلم را گرفته‌ام، هي مي‌روم و نمي‌رسم، نمي‌رسم به آن کوچه‌اي که تو را نداشته باشد.
انگار تمام کوچه‌هاي زمين را با عشق رنگ زده‌اي که هر ذره‌ي خاک‌شان نذر ستايش توست!
وقتي زمين به شانه‌ي کوه‌ها تکيه مي‌کند و مي‌ايستد، وقتي دريا جزر و مدّش را وقف ساحل مي‌کند، وقتي آسمان آبي، بودنش را گره مي‌زند به بال ابرها، وقتي درخت‌ها تفسير روشن حضور توأند، من چگونه عاشقت نشوم در اين زمين بهشتي؟
من چگونه دل نسپارم به آيه‌هاي اعجازت؟
به تلاوت آفتابت؟
به ترتيل بهارت؟
من چگونه عاشق نباشم تو را، اي بي‌نهايت محض!