معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢٦
و اما بعد
هاشمی سید سعید
* کي بود کي بود من نبودم!
راستش بنده تا به حال به هيچ کشور خارجي نرفتهام؛ اما از چيزهايي از مسئوليتپذيري در آن کشورها شنيدهام که برايم کمي عجيب است. مثلاً شنيدهام دو سال پيش که در ژاپن سونامي آمد، دولت تلاش زيادي براي اسکان بازماندهها، بازسازي خرابيها و رتق و فتق امور انجام داد؛ با اين حال، باز هم بعد از گذشت چند ماه از ضايعهي جبرانناپذير سونامي، اعضاي کابينه نزد مردم حادثهديده رفته، از آنها به خاطر عقب افتادن بازسازيها عذرخواهي کردند. عذرخواهي به رسم ژاپنيها؛ يعني در مقابل مردم دوزانو نشستند، کف دستهاي خود را بر هم نهاده، زير چانه گرفتند و در مقابل آنها تعظيم کردند. چند سال پيش هم در خبري خواندم که بعد از برخورد دو قطار مسافربري در مصر، وزير راه آن کشور به دليل کوتاهي در انجام وظايف، استعفا کرده بود.
اينها نکاتي است که متأسفانه در کشور ما ديده نميشود. در کشور ما، وقتي مشکلي پيش ميآيد، همه همديگر را متهم ميکنند. در آخر هم انگار نه انگار که اتفاقي افتاده؛ نه خاني آمده نه خاني رفته. همه با هم خوب ميشوند. مثلاً يک روز در روزنامه خواندم که رييس ميراث فرهنگي فرموده بود به خشکساليهاي جنوب کشور مشکوکم. احساس ميکنم استکبار جهاني با تکنولوژي خود در شرايط اقليمي ايران تأثير ميگذارد.(جل الخالق!) يا مثلاً چند سال پيش، يکي از مقامات هميشه محترم کشور فرموده بودند کشورهاي اروپايي اجازه نميدهند ابرها به آسمان کشور ما بيايند و ببارند.
البته من دقيقاً منظور اين مقام محترم را متوجه نشدم؛ يعني اجازه ندادن به ابرها چگونه است؟ آيا کشورهاي اروپايي به ابرها ويزا نميدهند. يا مثلاً باشگاههاي مربوطه به آنها رضايتنامه نميدهند. مگر اختيار ابرها دست مسئولين کشورهاي اروپايي است که بتوانند براي آنها تصميم بگيرند؟ احتمالاً منظور آن مقام هميشه محترم، اين بوده که کشورهاي اروپايي با بهکارگيري تکنولوژي، باعث ميشوند که در آسمان کشور ما ابر تشکيل نشود. اگر اينجور است، شما هم ميتوانيد مقابله به مثل کنيد.
حالا همهي اينها به کنار، امروز شنيدم که يکي از مسئولين زحمتکش جامعه فرمودهاند: «گرانيها کار عوامل خارجي است.» خدا به داد ما برسد. ظاهراً عوامل خارجي استکبار جهاني تا ما را خفه نکنند، ولکن نيستند.
ولي من فکر ميکنم همهي گرانيها، همهي خشکساليها، همهي بيبارانيها و همهي مشکلات اجتماعي و اقتصادي، در هر جاي جهان محصول ناکارآمدي مديران است. اگر مديريت مطلوب باشد، ما ميتوانيم بر همهي مشکلات پيروز شويم؛ حتي اگر اين مشکلات ناشي از فشارهاي خارجي باشد. بالأخره دشمنان خارجي ما بيکار نيستند و هميشه درصدد ضربه زدن به نظام ما هستند؛ اما اين مديران هستند که بايد جلوي ضربههاي آنها را بگيرند. اگر بنا باشد هر روز از عوامل خارجي و استکبار جهاني ضربه بخوريم، پس بود و نبود مديران چه فايدهاي دارد؟