معارف اسلامی

معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣٣

مُد و مدگرايي
رمضانی قاسم


مُد، پديده‌اي است که کمابيش در ميان همه‌ي اقشار جامعه وجود دارد؛ اما در اين ميان جوانان و نوجوانان، بيش از ديگران به مُد اهميت مي‌دهند و مُدگرا هستند.
اين ويژگي، در يک تحليل روان‌شناختي نشان‌دهنده‌ي نوعي از تعلق گروهي، نوجويي، تنوّع‌طلبي و گرايش جوانان به «امروزي شدن» است و کاملاً يک پديده‌ي طبيعي و به‌هنجار در جهت ارضاي اين نيازها محسوب مي‌شود(١)؛ اما از آن‌جا که همراه کالاي مُدشده، شيوه‌هاي رفتاري، هنجاري و ارزش‌هاي خاص در بين جوانان و نوجوانان رونق و شيوع مي‌يابد و مُد، عاملي مي‌شود براي انتقال هنجار و ارزش از جامعه‌اي به جامعه‌ي ديگر، بررسي زمينه‌هاي مُد، يکي از موضوعات مهم در هر جامعه‌اي محسوب مي‌شود.
تعريف مُد و مدگرايي
«مُد»ها الگوهاي فرهنگي‌اي هستند که توسط بخشي از جامعه پذيرفته مي‌شوند و داراي يک دوره‌ي زماني نسبتاً کوتاه‌اند و سپس فراموش مي‌شوند(٢)؛ بنابراين، «مدگرايي» آن است که فرد، سبک لباس پوشيدن و طرز زندگي و رفتار و گفتار و حتي تفکر خود را طبق آخرين الگوها تنظيم کند و به محض آن‌که الگوي جديدي در جامعه رواج يافت، از آن پيروي نمايد.(٣)
گستره‌ي مُد به اندازه‌ي گستره‌ي زندگي انسان است و تمامي شئونات آن را در بر مي‌گيرد. تغييرات مُدگونه، در علوم و فنون، نظريه‌ها، گرايش به جنبه‌هاي مختلف علمي، الگوهاي تربيتي، سبک منش و رفتار، پوشش، آرايش، محيط‌آرايي و ... قابل تسرّي است.
البته با وجود آن‌که مُد و مُدگرايي کل گستره‌ي زندگي اجتماعي را در بر مي‌گيرد، پوشاک و سبک و شيوه‌ي آرايش، شاخص‌ترين کالاي مُدشونده محسوب مي‌شود.
جامعه‌شناسي و روان‌شناسي مدگرايي
برخي از جامعه‌شناسان ريشه‌ي مدگرايي را در نابرابري‌هاي اجتماعي مي‌دانند.
اسپنسر معتقد است: «مُد، برعکس تشريفات، موجب رقابت بين اشخاص طبقات بالاتر مي‌شود و در واقع، نوعي تقليد ناشي از رقابت است، نه نقليد ناشي از پسند و ستايش قلبي.»(٤)
هومنز، در اين زمينه مي‌گويد: «از ميان اعمالي که شخص انجام مي‌دهد، عملي که بيش‌تر به پاداش منجر شود، احتمال تکرارش افزايش مي‌يابد؛ لذا، مي‌توان گفت که شخص ممکن است در پي مدگرايي با گروه خود درگير شود، ولي در ميان هم‌سالان خود مورد تشويق و تأييد قرار مي‌گيرد و نيز در ارتباط با جنس مخالف، به موفقيت مي‌رسد و ارزش و منزلت خود را بالاتر مي‌برد، و چون اين موفقيت‌ها از طريق مدگرايي حاصل شده‌اند، در نتيجه اين عمل (مدگرايي) بيش‌تر تکرار مي‌شود.»
همچنين از لحاظ روان‌شناختي نيز براي مدگرايي عوامل متعددي ذکر شده است؛ به بيان ديگر، علاوه بر زيرساخت‌هاي تاريخي و اجتماعي، مدگرايي در بين جوانان از يک سري اصول و سازه‌هاي روان‌شناختي نيز تبعيت مي‌کند و با انگيزه‌ها و نيازهاي چندي در ارتباط است.
١. تنوع‌طلبي و نوگرايي
نقد گذشته و نوگرايي از جمله ويژگي‌هاي دوران جواني است که به شدّت، تمايل به امروزي شدن و نوگرايي به درجات مختلف در هر نوجوان وجود دارد و شاهد نياز وي به شکستن قالب‌هاي موجود، فاصله گرفتن از هنجارهاي پيشين و رسيدن به هويتي متمايز از کساني که پيش از او بوده‌اند و همچنين گرايش به فاصله گرفتن از والدين است.
اين نياز، زماني که نمود بيروني به خود مي‌گيرد و در رفتار جوان منعکس مي‌شود، به صورت مدگرايي ظاهر مي‌گردد.(٦)
٢. مدگرايي و همانندسازي
جوان، فرد ديگري را براي خود سرمشق قرار مي‌دهد و با تقليد از نگرش‌ها و ويژگي رفتاري وي، احساس مي‌کند که مقداري از قدرت و کفايت او را نيز به دست آورده است.
منبع اصلي همانندسازي در دوران کودکي، والدين هستند؛ زيرا کودک، اولين و بيش‌ترين برخورد را در زندگي با والدين خود دارد.(٧) اما در دوران نوجواني که فرد از والدينش فاصله مي‌گيرد، الگوهايي که خود را به آن‌ها شبيه کرده است‌- از طريق همانندسازي‌هاي جديد با ديگري‌- جاي‌گزين والدين مي‌کند. البته ممکن است اين جاي‌گزيني با تأخير انجام شود.
به اعتقاد روان‌شناسان، همين خلأ و احساس ناامني ناشي از آن، باعث مي‌شود که نوجوان در مسير خود به راه‌حل‌هايي موقّتي و ناکارآمد متوسل شود. يکي از اين راه‌حل‌ها ممکن است همانندسازي با نزديک‌ترين شخصيت‌هاي جذّاب و پر سر و صدايي باشد که در اطراف وي قرار دارند. اين شخصيت‌ها مي‌توانند شخصيت‌هاي معروف گذشته، هنرپيشه‌هاي سينما، نوازندگان و آوازخوانان، و يا گروه‌هاي مختلفي مانند «هيپي‌ها» باشند و فرد، خود را از نظر ظاهري شبيه آن‌ها کرده، در شيوه‌ي لباس پوشيدن و طرز رفتار با آنان همانندسازي کند. به محض اين‌که يک هنرمند يا ورزشکار لباسي را بپوشد و در صحنه‌اي ظاهر شود، جوانان با وي همانندسازي کرده، سعي مي‌کنند به عنوان مُد، آن را در جامعه مطرح کنند.
٣. مدگرايي و رقابت
از ديگر عوامل پيروي از مُد در بين جوانان و نوجوانان، رقابت است. اين انگيزه، در همه‌ي افراد وجود دارد و به گونه‌هاي مختلف بروز مي‌کند.
رقابت اگر در زمينه‌هاي مثبت جهت داده شود، باعث پيش‌رفت، رشد و تکامل معنوي فردي مي‌شود؛ اما اگر جهت‌گيري آن به سوي امور مادي و مدپرستي باشد و فرد سعي کند از لحاظ ظاهري (مثل شيوه‌ي لباس پوشيدن) از ديگران عقب نماند، سرانجامِ خوبي نخواهد داشت.
٤. مدگرايي ناشي از دوستي
يکي از عوامل پيروي از مد در بين جوانان، تلاش در جهت هماهنگ شدن با هم‌سالان است. تمسخر، پوزخند زدن، متلک گفتن اطرافيان و ترس از آن، باعث مي‌شود که جوانان از مُدهاي رايج پيروي کنند.
٥. مدگرايي و جلب توجه ديگران
مثل استفاده از لباس‌هاي چسبناک، برّاق، آرايش تند با رنگ‌هاي غيرطبيعي و... باعث جلب توجه ديگران شده، نگاه‌هايي را به خود معطوف مي‌دارد.
٦. مدگرايي و تشخّص‌طلبي
افرادي که خود را برتر از ديگران و مرتبط به قشر مرفّه جامعه مي‌دانند، سعي مي‌کنند اين برتري را در گويش، لباس پوشيدن، سبک آرايش و زيورآلات خود نشان دهند؛ بنابراين، مد جديد را مطرح مي‌کنند.
تورشتاين وبلن مي‌گويد: «مد، وسيله‌اي است که افراد مي‌توانند از طريق آن، نشان دهند که ثروتمند، باشخصيت يا داراي انديشه‌اي خاص هستند.»
نکته‌ي آخر
همان‌گونه که ميل به امروزي شدن و مُدگرايي، ناخواسته ما را به پيروي از الگوهاي بيگانه مي‌کشاند، غرور و احراز هويت نيز به همين دوره‌ي سنّي اختصاص دارد. چه خوب است هويت ملّي و فرهنگ ديني را در خويش تقويت کنيم و ميل به امروزي شدن و مدگرايي را با الهام گرفتن از آموزه‌هاي تمدن‌ساز اسلام و فرهنگ غني اسلامي‌- ايراني خويش و متناسب با هويت فرهنگي خود، به فعليت برسانيم.
ميل به تغيير و امروزي شدن، در فطرت آدمي نهفته است. امام علي(ع) فرمود: «فرزند زمانه‌ي خويشتن باش» و نيز به والدين فرمود: «فرزندان‌تان را به آداب عصر خويش مجبور نکنيد؛ چرا که آن‌ها براي زمانه‌اي غير از زمانه‌ي شما آفريده شده‌اند.»(٨)
پي‌نوشت‌ها:
١) وندر زندن؛ روان‌شناسي رشد، ترجمه‌ي حمزه گنجي، انتشارات بعثت، ١٣٧٦‌.
٢) احمدرضا غروي‌زاده؛ درآمدي بر تئوري‌ها و مدل‌هاي تغييرات اجتماعي، تهران، انتشارات جهاد دانشگاهي، ١٣٧٣‌.
٣) علي‌اکبر دهخدا؛ لغت‌نامه، ج١٢، ص١٨١١٥‌.
٤) ژان استوتزل؛ روان‌شناسي اجتماعي، ترجمه‌ي علي‌محمد کاردان‌.
٥) همان‌.
٦) عليرضا قاسمي؛ جامعه‌شناس، به نقل از ايسنا.
٧) ريتا اتکينسون؛ زمينه‌ي روان‌شناسي، ترجمه‌ي محمدتقي براهني، انتشارات رشد.
٨) ر.ک: حديث زندگي، ش١٣ (مقاله‌ي «احاديث امروزي شدن»).