معارف اسلامی

معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٥

تيغ جراحي در دست‌هاي پزشکي که هنرمند است
ملکی زیتا


گفت‌وگو با دکتر کاووس مشيري
کاووس مشيري را از جلسات انجمن دوست‌داران محيط‌زيست مي‌شناسم. مشيري، دوست‌دار محيط‌زيست و حيوانات است و جالب است بدانيد او دکتري است که کاريکاتور مي‌کشد، شعر مي‌گويد و يکي از سرگرمي‌هاي اصلي‌اش بازديد از نمايشگاه‌هاي فرهنگي- هنري است. در وب‌سايتش مي‌خوانم که متولد سال ١٣٢٧ در تهران است. سال ١٣٤٦ ديپلم علوم تجربي (طبيعي) گرفت و همان سال به تحصيل در رشته‌ي پزشکي در دانشگاه تهران مشغول شد. مشيري در سال ١٣٥٣ دکترايش را در رشته‌ي پزشکي گرفت و به مدت ٢ سال، خدمت سربازي‌اش را افسر نيروي دريايي بود. در سال ١٣٥٦ دوباره به دنياي درس‌خواندن برگشت و مشغول به تحصيل در رشته‌ي جراحي عمومي شد. بالأخره در سال ١٣٦٠ تخصصش را گرفت. سال ١٣٥٧ به مدت يک سال در دانشگاه لندن بورسيه‌ي تحصيلي شد و در سال ١٣٦٣ به‌عنوان «فوق‌تخصص جراحي پلاستيک و زيبايي» تحصيلات خود را به پايان رساند. دکتر مشيري که عضو هيأت علمي دانشگاه تهران است، در سال ١٣٧٧ بورسيه‌ي فلوشيپ را در رشته‌ي جراحي فک و صورت از دانشگاه Basel سوييس دريافت کرده است.
من از شما شعرهايي در هفته‌نامه‌ي سلامت ديده‌ام؛ علاوه بر آن، شما کاريکاتور هم مي‌کشيد. چه‌طور شد که به رشته‌هاي هنري علاقه‌مند شديد؟
من از بچگي روحيه‌ي حساسي داشتم. به هنر علاقه‌مند بودم. رشته‌اي هم که درس خواندم در اين علاقه بي‌تأثير نبود. ما با دانشگاه هنرهاي زيبا استادهاي مشترک داشتيم. کتاب «آناتومي هنري» را که دکتر کيهاني رييس گروه نوشته بود، هم به درد ما مي‌خورد هم به درد بچه‌هاي هنرهاي زيبا. وقتي در رشته‌هاي ما کسي بخواهد خوب فعاليت کند، بايد ديدي زيبايي‌شناسانه داشته باشد و بتواند به بهترين و زيباترين شکل، آسيب‌ها را اصلاح کند. شما مجسمه‌ي داوود ميکل‌آنژ را نگاه کنيد. او هنرمند است؛ اما مثل پزشکي است که پرتره کشيده است. بايد براي رشته‌ي ما هم يک واحد هنري صِرف مي‌گذاشتند. البته ما در جراحي پلاستيک، زيبايي‌شناسي داشتيم. هرچند که سر و کارمان با زيباتر کردن آدم‌هاست، به قول يکي از اساتيدمان در دوره‌ي طب عمومي، اين رشته فجيع‌ترين رشته‌ي پزشکي است. اين استادمان هميشه مي‌گفت نبايد اين رشته توي ذوق‌تان بخورد. ما در دوران تحصيل با کيس‌هاي زيادي مثل سوختگي‌هاي شديد، انفجار، تماس با اسيد، افتادن بچه در تنور و... مواجه شديم؛ به عبارت ديگر، اين رشته بدظاهرترين رشته و در عين حال، مفيدترين و سازنده‌ترين رشته است.
شما بچه‌ي درس‌خواني بوديد؟
من تا دوره‌ي دبيرستان و دادن کنکور خوب درس مي‌خواندم؛ اما به محض ورود به دانشگاه درس‌خواني را کنار گذاشتم. درس‌خواندن برايم وظيفه نبود، تفريح بود. هم‌کلاس‌هايي داشتم که تا نُه شب در دانشگاه تهران درس مي‌خواندند؛ اما من هيچ‌کدام از اين کارها را نکردم و در کل تحصيل هم هيچ وقت عقب نماندم. براي همه‌ي کارهايم از تفريح تا درس‌خواندن برنامه ريخته بودم.
در آن زمان پيش آمد درس‌هايي را بيفتيد؟
در کل تحصيلم تنها سه واحد پاتولوژي را در سال چهارم افتادم. آن هم چون افسردگي گرفته بودم. وقتي وارد بخش پزشکي شدم، سرطان خون و انواع بيماري‌هاي نادر را از نزديک ديدم. ٢٢-٢٣ ساله بودم. احساساتي بودم و نمي‌توانستم دردهاي مردم را تحمل کنم؛ اما چون خيلي در رشته‌ام پيش رفته بودم و نه راه پس داشتم و نه راه پيش، تصميم گرفتم که طاقت بياورم و ادامه‌اش بدهم.
چرا تخصص‌تان را در اين رشته گرفتيد؟ اين رشته چه ويژگي‌اي داشت؟
رشته‌ي ما رشته‌ي شناخته‌شده‌اي نيست. همه‌ي مردم فکر مي‌کنند ما فقط نوک بيني‌ها را مي‌بريم بالا. در صورتي که اين عمل‌ها فقط ٥ درصد از کار ماست. جامعه، ما را براساس عمل‌هاي زيبايي‌اي که روي صورت مي‌کنيم، مي‌شناسد. من اما تا توانسته‌ام سخنراني کرده‌ام تا اين رشته را به مردم بشناسانم و بگويم چه ابعاد گسترده‌اي براي آدم‌ها مي‌تواند داشته باشد. اين رشته را دوست دارم؛ چون ابعاد انساني‌اش خيلي زياد است و به آدم‌هايي که از خودشان و ظاهرشان خسته‌اند و آسيب‌ديده‌ي حوادث ناگوارند کمک مي‌کند به زندگي برگردند.
پس لابد به صورت افراد دقت زيادي مي‌کنيد!
من به صورت خيلي‌ها نگاه مي‌کنم. تا به حال روي بيني خيلي‌ها سرطان بيني ديده‌ام که يکي از عمل‌هاي لازم براي بيني، جراحي همين زايده است. دلم مي‌خواهد بروم جلو و به آن‌ها بگويم مشکل جدي‌اي دارند؛ اما خب هميشه آدم رويش نمي‌شود به ديگران تذکر بدهد. ممکن است ناراحت شوند.
سرطان بيني چه بيماري‌اي است؟
ضايعات بدخيم روي بيني ديده مي‌شود که حالت زخم يا برجسته است.
شما عکس‌هايي را از اين بيماري در آلبوم‌تان داريد؛ چه‌طور است که ما زياد اين‌طور جراحت‌ها را در اطراف‌مان نديده‌ايم؟
سرطان بيني در روستاها بيش‌تر ديده مي‌شود؛ چون کشاورزها تحت‌تأثير نور آفتاب‌اند، اين مشکل براي‌شان به وجود مي‌آيد. مواردي را من با پيوند پوست از جاهاي ديگر توانستم جراحي کنم. خيلي از بيماري‌ها از جمله همين بيماري، يا مثلاً جذام را که درمان مي‌کنيم، از عينک‌هاي مخصوص استفاده مي‌کنيم تا عفونت سرايت نکند؛ هرچند در حال حاضر جذام خيلي همه‌گير نيست و با دارو درمان شده است. امروز شايد مشکل عمده‌ي افراد مبتلا به اين بيماري‌ها، آسيب‌هاي اجتماعي و روحي‌اي نظير طردشدن باشد که فروغ فرخزاد در فيلم «خانه سياه است» به خيلي از آن‌ها اشاره کرده.
فوق‌تخصص چه فرقي با پزشک‌هاي معمولي دارد؟
ما هفت سال براي اين‌که پزشک عمومي شويم، درس خوانديم. چهار سال بعد را براي اين‌که تخصص بگيريم و سه سال ديگر را هم براي فوق‌تخصص گرفتن. «دکتر ماندگار» که الآن جراح مطرحي هستند، يازده سال با من هم‌دوره بودند. فقط اين‌که در سه سالي که براي فوق‌تخصص زحمت کشيديم، ايشان قلب خواندند و من جراحي پلاستيک. همه‌ي ما پزشک‌هاي با مدرک فوق‌تخصص سه‌بار پايان‌نامه نوشتيم و سه‌بار دکترا گرفتيم؛ اما خب مسلماً در جامعه‌ي ما رشته‌هاي ديگري مثل قلب بيش‌تر به چشم مي‌آيد. شايد يکي از دلايلش هم نفوذ افراد غيرمتخصص به اين رشته بوده که فن ما را گُم کرده است! البته فوق‌تخصصين پلاستيک در ايران خيلي کم‌جمعيت‌اند و روي هم ٢٠٠ نفر هم نمي‌شوند.
جراح پلاستيک، علاوه بر عمل‌هاي معمول زيبايي چه کارهايي انجام مي‌دهد؟
بعد از جنگ جهاني دوم، آسيب‌هاي جسمي زيادي به سربازهاي جنگ وارد شده بود. همان موقع بود که جراحي پلاستيک اوج گرفت. آسيب‌هاي ناشي از انفجار مين، قطع‌شدگي‌ها و... مي‌تواند در اين رشته مورد درمان قرار بگيرد. خيلي از برق‌گرفتگي‌ها هم راه درمانش در رشته‌ي ما هست. رفع بيماري لب‌شکري، يکي ديگر از خدمت‌هاي رشته‌ي ما به جامعه‌ي انساني است. بازکردن چسبيدگي گوش‌ها، جداساختن انگشت‌هاي چسبيده‌ي دست از هم و... هم در حيطه‌ي کار ما قرار مي‌گيرد. جالب است بدانيد در هفت جلد کتابي که ما در دوره‌ي تحصيل خوانديم، به پيوند کليه هم اشاره شده بود که براي اولين‌بار هم در سراسر دنيا يک جراح پلاستيک توانست عمل پيوند کليه را انجام بدهد.
از جنگ و آسيب‌هايش گفتيد. کشور ما هم هشت‌سال پياپي درگير جنگ بود. چه‌قدر تخصّص شما به درد آن روزها خورد؟
من در دوران جنگ، خيلي مواقع پشت جبهه مشغول انجام عمل روي آسيب‌ديدگان بودم. موردي را داشتيم که مين در صورتش منفجر شده بود. او مشغول حرکت به شکل سينه‌خيز بود که دچار اين حادثه شده بود. تنها شانسي که آورده بود، اين بود که چشم‌هايش در مقابل انفجار به‌صورت رفلکسي بسته شده و کلاهي که به سر داشت، مانع آسيب‌ديدگي شديد چشم‌ها شده بود. من او را تحت عمل جراحي قرار دادم و قسمت‌هاي گسترده‌اي از صورتش را ترميم کردم. (عکس آن شخص را نشانم مي‌دهد.) من از تمام کيس‌هاي آن زمان عکس مي‌انداختم. الآن هم خيلي از خاطرات آن دوران با ديدن عکس‌ها، برايم زنده مي‌شود. علاوه بر رزمنده‌ها، چون دوره‌ي جنگ بود و دسترسي به پزشک به آساني صورت نمي‌گرفت، خيلي از مردم عادي را هم درمان کردم. مثلاً مادري با بچه‌اش به من مراجعه کرد. پاي بچه‌ي اين خانم به‌صورت مادرزادي کج بود که با جراحي، پاهاي او را صاف کردم. خيلي از مفيدترين تجربه‌ها و متنوع‌ترين کيس‌ها را من در آن دوره ديدم. سالي يک ماه به جبهه مي‌رفتم. مردم در سرتاسر روستاهاي دور و نزديک مي‌گفتند جراح پلاستيک از تهران آمده و مي‌آمدند مشکلات‌شان را عنوان مي‌کردند.
در کدام شهر خدمت مي‌کرديد؟
در کرمانشاه بوديم. خوابگاه‌مان هم همان‌جا بود. ما را به جاهاي مختلف هم مي‌بردند. البته چون من جراح پلاستيک بودم، حضورم در خط مقدم ضروري نبود. بيمارستان‌مان توي زيرزمين بود. حياط را کنده بودند و ما در زيرزمين کار مي‌کرديم. چون در دوره‌ي طرح‌مان بود، حضورمان يک ماه در سال اجباري بود؛ اما من اجباري در آن نمي‌ديدم و دوست داشتم کار کنم. مثلاً يکي از موارد، عمل مردي بود که شانه‌اش با ترکش خمپاره رفته بود. جنگ که آرام مي‌شد ما به مردم عادي مي‌رسيديم و به شهرهاي ديگر هم مي‌رفتيم.
دکتر! شما عضو هيأت علمي دانشگاه تهران هستيد. چه‌طور افراد علاقه‌مند، مي‌توانند عضو هيأت علمي دانشگاه‌ها بشوند؟
عضويت در هيأت علمي کار بسيار مشکلي است و بايد خوب بابت آن تلاش کرد. مصاحبه‌هاي خيلي سخت پزشکي را بايد با موفقيت پشت سر بگذاري. من تمام اين مراحل و مصاحبه‌ها را گذراندم. دو سال به‌صورت استاديار بودم و بعد از پذيرفته‌شدن در مرحله‌ي مصاحبه وارد هيأت علمي شدم.
جراحي‌هاي زيبايي، يکي ديگر از حيطه‌ي فعاليت‌هاي شماست. کمي هم درباره‌ي آن توضيح بدهيد.
بعضي چيزها با زندگي و سلامت افراد در ارتباط نيست؛ اما با روان انسان‌ها چرا. افرادي هستند که به‌خاطر بزرگ‌بودن بيني، عزت نفس‌شان را از دست داده‌اند. اين‌طور افراد که سرخورده هستند، مي‌توانند مورد عمل زيبايي بيني قرار بگيرند تا از لحاظ روحي وضعيت‌شان به حد مطلوبي برسد؛ اما من مخالف عمل‌کردن بيني‌ها به‌صورت مصنوعي و عروسکي هستم. به‌نظر من بيش‌تر بايد مشکلات تنفسي و ناهنجاري‌ها رفع شود، نه اين‌که صرفاً به زيبا ساختن تصنعي اين ناحيه توجه کنيم و براي رسيدن به اين هدف، رطوبت، بويايي و تنفس بيمار را دچار مشکل کنيم. دکتر بايد سعي کند بيني افراد را طوري عمل کند که به طبيعت و ذات صورت فرد احترام بگذارد. به‌نظر من شخصي که بيني خيلي بزرگ و غيرطبيعي‌اي دارد و بر اثر آن دچار اختلال در زندگي اجتماعي شده، مي‌تواند تن به اين عمل بدهد؛ اما عمل کردن بيني از روي چشم و هم‌چشمي بدون اين‌که شخص مشکل جدي‌اي هنگام تنفس يا خواب داشته باشد، نبايد به راحتي و تحت تأثير ديگران سراغ عمل برود. خوب است آدم‌ها اول به کارآيي هر عضوي دقت کنند و بعد به زيبايي ظاهري آن.
شما تا به‌حال بيمارهايي داشتيد که از شما بخواهند بيني‌شان را شبيه شخص معروفي عمل کنيد؟
بله و به نظرم اين کار اشتباه است. هرکس بايد براساس مشخصات صورتش، تحت عمل جراحي قرار بگيرد. ما آسيايي هستيم و مسلماً به‌صورت‌هاي نژاد آسيايي، بيني‌هاي مينياتوري خيلي کوچک نمي‌آيد و تنها تناسب صورت را برهم مي‌زند.
چه‌قدر اهل ورزش‌کردن هستيد؟
در دوران دانشکده فوتبال بازي مي‌کردم و شنا؛ اما فقط شنا را براي خودم نگه داشتم. ديگر امکان فوتبال بازي کردن را هم ندارم. کوه‌نوردي را هم دوست دارم؛ اما برايم جنبه‌ي ورزش ندارد. بيش‌تر سرگرمي است؛ مثلاً ساعت ده مي‌روم کوه و تا دوازده برمي‌گردم. من هميشه از اسب‌سواري مي‌ترسم؛ چون حادثه‌آفرين است.
آسيب‌ديده‌هاي ناشي از حوادث ورزشي هم به شما مراجعه مي‌کنند؟
اتفاق‌هاي ناگوار، در رشته‌هاي ورزشي امري گريزناپذير است. رشته‌ي ما هم که معمولاً مکمل رشته‌هاي تخصصي ديگر پزشکي است؛ بنابراين با اين موردها زياد سروکار داريم؛ مثلاً در آسيب‌هاي ورزشي، جراحي و درمان با دکتري ديگر است و زيباسازي ناحيه‌ي حادثه‌ديده با جراح پلاستيک. وقتي در سوييس مشغول تحصيل بودم بيش‌تر آسيب‌ها، ناشي از ورزش‌هايي مثل موتورسواري و اسکي بود. در هر کشوري با توجه به فرهنگ ورزشي و مُد، آسيب‌هاي بعضي رشته‌ها از بعضي ديگر بيش‌تر است.
اوقات فراغت‌تان را چه‌کار مي‌کنيد؟
من علاقه‌ي زيادي به نمايشگاه‌هاي هنري دارم. نمايشگاه‌هاي عکاسي، کاريکاتور، مجسمه‌سازي و... را سعي مي‌کنم از دست ندهم. گه‌گداري شعر هم مي‌گويم و سعي مي‌کنم همين‌طور که عمل‌هاي زيبايي انجام مي‌دهم، حواسم باشد به زيباشدن هرچه بيش‌تر روحم هم برسم. سعي مي‌کنم از سينما و تئاتر هم غافل نباشم. رسيدن به همه‌ي اين چيزها وقت زيادي مي‌خواهد و من تا به حال سعي کرده‌ام از پسش بربيايم.
برنامه‌ي آينده‌ي کاووس مشيري چيست؟
دلم مي‌خواهد کمي بيش‌تر به فعاليت‌هاي هنري مشغول شوم و براي نوشتن مطلب در روزنامه‌ها وقت بيش‌تري بگذارم. چند وقتي هم هست که دارم مقاله‌اي در زمينه‌ي رشته‌ام مي‌نويسم تا در سمينار بين‌المللي پزشکي که در آمريکا برگزار مي‌شود، ارايه دهم.